garaged

[ایالات متحده]/ˈɡærɑːʒ/
[بریتانیا]/ɡəˈrɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی یا فضایی سرپوشیده برای ذخیره یا تعمیر خودروها؛ مکانی برای سوخت‌گیری خودروها

عبارات و ترکیب‌ها

parking garage

پارکینگ

attached garage

گاراژ پیوست شده

garage door

در گاراژ

garage sale

حراجی گاراژ

garage band

گروه موسیقی گاراژ

garage apartment

آپارتمان گاراژ

garage mechanic

مکانیک گاراژ

underground garage

گاراژ زیرزمینی

underground parking garage

پارکینگ زیرزمینی

detached garage

پارکینگ مستقل

جملات نمونه

The garage is back of the house.

گاراژ پشت خانه است.

He is a garage mechanic.

او یک مکانیک گاراژ است.

The garage did such a bad repair.

گاراژ تعمیرات بسیار بدی انجام داد.

Weber is working in a garage as a mechanician.

ووبر به عنوان یک مکانیک در یک گاراژ کار می کند.

The car stood in the garage all winter.

خودرو تمام زمستان در گاراژ ایستاده بود.

The car grazed the garage door.

ماشین به در گاراژ برخورد کرد.

There's room at the end of the garage to fit up a workbench.

در انتهای گاراژ جایی برای قرار دادن یک میز کار وجود دارد.

A garage flanked the house.

یک گاراژ خانه را احاطه کرده بود.

The car hit against the garage door.

ماشین به در گاراژ برخورد کرد.

Is the garage wired for electricity?

آیا گاراژ برای برق سیم‌کشی شده است؟

From the garage there came the sound of Derek working a lathe.

از گاراژ صدای درک که روی یک لت ماشین کار می کرد به گوش رسید.

He accused the garage of shoddy workmanship on the bodywork.

او تعمیرگاه را به دلیل کار ضعیف در بدنه متهم کرد.

tarry stones from the garage roof.

سنگ های قیری از سقف گاراژ.

his garage wall backs on to the neighbouring property.

دیوار گاراژ او به ملک همسایه می رسد.

the latest offerings from the garage showrooms.

آخرین پیشنهادات از نمایشگاه های گاراژ.

Be careful when you back into the garage, the doorway is very narrow.

هنگامی که به سمت عقب در گاراژ حرکت می کنید مراقب باشید، درب ورودی بسیار باریک است.

Mother was in the garage, brushing the dirt aside.

مادر در گاراژ بود و خاک را کنار می‌زد.

Mr. Jones has a charge account at the garage on the corner.

آقای جونز در گاراژ گوشه خیابان یک حساب خرید دارد.

The boy's ball ended up on the garage roof.

توپ پسر در سقف گاراژ قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید