gardenings

[ایالات متحده]/ˈɡɑːdənɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡɑrdənɪŋz/

ترجمه

n. عمل کاشت و مدیریت یک باغ

عبارات و ترکیب‌ها

home gardenings

باغبانی خانگی

urban gardenings

باغبانی شهری

community gardenings

باغبانی مشارکتی

organic gardenings

باغبانی ارگانیک

container gardenings

باغبانی در گلدان

seasonal gardenings

باغبانی فصلی

permaculture gardenings

باغبانی پایدار

backyard gardenings

باغبانی حیاط پشتی

indoor gardenings

باغبانی داخل خانه

flower gardenings

باغبانی گل

جملات نمونه

she enjoys gardenings on weekends.

او از باغبانی در آخر هفته ها لذت می برد.

gardenings can be very therapeutic.

باغبانی می تواند بسیار درمانی باشد.

he learned the basics of gardenings from his grandmother.

او اصول اولیه باغبانی را از مادربزرگش آموخت.

they often share tips about gardenings.

آنها اغلب نکات مربوط به باغبانی را به اشتراک می گذارند.

gardenings require patience and dedication.

باغبانی صبر و تعهد می طلبد.

she has a passion for organic gardenings.

او علاقه زیادی به باغبانی ارگانیک دارد.

gardenings can help improve your mood.

باغبانی می تواند به بهبود خلق و خوی شما کمک کند.

he spends hours on his gardenings every day.

او هر روز ساعت ها را صرف باغبانی خود می کند.

they are planning a community gardenings project.

آنها در حال برنامه ریزی یک پروژه باغبانی اجتماعی هستند.

she documents her gardenings in a blog.

او باغبانی خود را در یک وبلاگ مستند می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید