| جمع | gargets |
garget sale
فروش گارت
garget shop
فروشگاه گارت
garget market
بازار گارت
garget hunting
شکار گارت
garget find
پیدا کردن گارت
garget collector
گردآورنده گارت
garget treasure
گنج گارت
garget festival
جشنواره گارت
garget display
نمایش گارت
garget auction
حراج گارت
she decided to garget the old furniture before selling it.
او تصمیم گرفت قبل از فروش، مبلمان قدیمی را مرتب کند.
make sure to garget your tools after finishing the project.
مطمئن شوید که بعد از اتمام پروژه، ابزارهای خود را مرتب کنید.
he always forgets to garget his workspace.
او همیشه فراموش میکند فضای کاری خود را مرتب کند.
we need to garget the garden before the party.
ما باید قبل از مهمانی باغ را مرتب کنیم.
it's important to garget your thoughts before speaking.
قبل از صحبت کردن، مرتب کردن افکارتان مهم است.
she will garget the files for the meeting tomorrow.
او فایلها را برای جلسه فردا مرتب خواهد کرد.
don't forget to garget the living room for guests.
فراموش نکنید که اتاق نشیمن را برای مهمانان مرتب کنید.
he took time to garget his schedule for the week.
او زمانی را برای مرتب کردن برنامه هفتگی خود صرف کرد.
they plan to garget the website before the launch.
آنها قصد دارند وب سایت را قبل از راه اندازی مرتب کنند.
she always manages to garget her ideas into a clear plan.
او همیشه موفق می شود ایده های خود را به یک برنامه واضح تبدیل کند.
garget sale
فروش گارت
garget shop
فروشگاه گارت
garget market
بازار گارت
garget hunting
شکار گارت
garget find
پیدا کردن گارت
garget collector
گردآورنده گارت
garget treasure
گنج گارت
garget festival
جشنواره گارت
garget display
نمایش گارت
garget auction
حراج گارت
she decided to garget the old furniture before selling it.
او تصمیم گرفت قبل از فروش، مبلمان قدیمی را مرتب کند.
make sure to garget your tools after finishing the project.
مطمئن شوید که بعد از اتمام پروژه، ابزارهای خود را مرتب کنید.
he always forgets to garget his workspace.
او همیشه فراموش میکند فضای کاری خود را مرتب کند.
we need to garget the garden before the party.
ما باید قبل از مهمانی باغ را مرتب کنیم.
it's important to garget your thoughts before speaking.
قبل از صحبت کردن، مرتب کردن افکارتان مهم است.
she will garget the files for the meeting tomorrow.
او فایلها را برای جلسه فردا مرتب خواهد کرد.
don't forget to garget the living room for guests.
فراموش نکنید که اتاق نشیمن را برای مهمانان مرتب کنید.
he took time to garget his schedule for the week.
او زمانی را برای مرتب کردن برنامه هفتگی خود صرف کرد.
they plan to garget the website before the launch.
آنها قصد دارند وب سایت را قبل از راه اندازی مرتب کنند.
she always manages to garget her ideas into a clear plan.
او همیشه موفق می شود ایده های خود را به یک برنامه واضح تبدیل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید