garget

[ایالات متحده]/ˈɡɑːɡɪt/
[بریتانیا]/ˈɡɑrgɪt/

ترجمه

n. تورم گلو در خوک‌ها؛ ورم پستان در گاوها و میش‌ها
Word Forms
جمعgargets

عبارات و ترکیب‌ها

garget sale

فروش گارت

garget shop

فروشگاه گارت

garget market

بازار گارت

garget hunting

شکار گارت

garget find

پیدا کردن گارت

garget collector

گردآورنده گارت

garget treasure

گنج گارت

garget festival

جشنواره گارت

garget display

نمایش گارت

garget auction

حراج گارت

جملات نمونه

she decided to garget the old furniture before selling it.

او تصمیم گرفت قبل از فروش، مبلمان قدیمی را مرتب کند.

make sure to garget your tools after finishing the project.

مطمئن شوید که بعد از اتمام پروژه، ابزارهای خود را مرتب کنید.

he always forgets to garget his workspace.

او همیشه فراموش می‌کند فضای کاری خود را مرتب کند.

we need to garget the garden before the party.

ما باید قبل از مهمانی باغ را مرتب کنیم.

it's important to garget your thoughts before speaking.

قبل از صحبت کردن، مرتب کردن افکارتان مهم است.

she will garget the files for the meeting tomorrow.

او فایل‌ها را برای جلسه فردا مرتب خواهد کرد.

don't forget to garget the living room for guests.

فراموش نکنید که اتاق نشیمن را برای مهمانان مرتب کنید.

he took time to garget his schedule for the week.

او زمانی را برای مرتب کردن برنامه هفتگی خود صرف کرد.

they plan to garget the website before the launch.

آنها قصد دارند وب سایت را قبل از راه اندازی مرتب کنند.

she always manages to garget her ideas into a clear plan.

او همیشه موفق می شود ایده های خود را به یک برنامه واضح تبدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید