gasholder

[ایالات متحده]/ˈɡeɪsˌhoʊldər/
[بریتانیا]/ˈɡæˌhoʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای ذخیره گاز؛ مخزن ذخیره گاز؛ نگهدارنده گاز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gasholder tank

گلدار گازی

gasholder design

طراحی گلدار گازی

gasholder pressure

فشار گلدار گازی

gasholder capacity

ظرفیت گلدار گازی

gasholder maintenance

نگهداری گلدار گازی

gasholder function

عملکرد گلدار گازی

gasholder system

سیستم گلدار گازی

gasholder installation

نصب گلدار گازی

gasholder operation

اجرای گلدار گازی

gasholder safety

ایمنی گلدار گازی

جملات نمونه

the gasholder is essential for storing gas safely.

گازدر، برای ذخیره ایمن گاز ضروری است.

we need to inspect the gasholder for any leaks.

ما باید گازدر را برای هرگونه نشتی بررسی کنیم.

the gasholder was built to withstand high pressure.

گازدر برای مقاومت در برابر فشار بالا ساخته شده است.

regular maintenance of the gasholder is required.

تعویض منظم گازدر مورد نیاز است.

the gasholder can hold a significant amount of gas.

گازدر می تواند مقدار قابل توجهی گاز را در خود نگه دارد.

construction of the new gasholder will begin next month.

ساخت گازدر جدید ماه آینده آغاز خواهد شد.

they are upgrading the old gasholder to improve efficiency.

آنها در حال ارتقاء گازدر قدیمی برای بهبود کارایی هستند.

safety measures are crucial around the gasholder.

اقدامات ایمنی در اطراف گازدر بسیار مهم است.

the gasholder's design minimizes the risk of explosion.

طراحی گازدر خطر انفجار را به حداقل می رساند.

technicians monitored the gasholder during the test.

تکنسین ها گازدر را در طول آزمایش رصد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید