gasper

[ایالات متحده]/ˈɡæspə/
[بریتانیا]/ˈɡæspər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص نفس‌زنان; سیگار ارزان
Word Forms
جمعgaspers

عبارات و ترکیب‌ها

gasper mask

ماسک گسپِر

gasper station

ایستگاه گسپِر

gasper valve

شیر گسپِر

gasper line

خط لوله گسپِر

gasper meter

شمارنده گسپِر

gasper leak

نشت گسپِر

gasper cylinder

سیلندر گسپِر

gasper detector

تشخیص‌دهنده گسپِر

gasper pressure

فشار گسپِر

gasper supply

تامین گسپِر

جملات نمونه

he took a deep breath and let out a gasper.

او نفسی عمیق کشید و با حیرت فریاد زد.

after running, she felt like she needed a gasper.

بعد از دویدن، احساس کرد که نیاز به فریاد زدن دارد.

the sudden noise made him give a gasper.

صدای ناگهانی باعث شد او با حیرت فریاد بزند.

during the scary movie, i heard a gasper from the audience.

در طول فیلم ترسناک، فریادی از بینندگان شنیدم.

she couldn't help but let out a gasper when she saw the surprise.

وقتی تعجب کرد، نتوانست جلوی فریاد زدن خود را بگیرد.

his gasper revealed his shock at the news.

فریاد او نشان دهنده شوک او به خبر بود.

that jump scare made everyone in the theater give a gasper.

آن صحنه ترسناک باعث شد همه در تئاتر فریاد بزنند.

his gasper was loud enough to draw everyone's attention.

فریاد او به اندازه‌ای بلند بود که توجه همه را جلب کرد.

when the roller coaster dropped, i couldn't help but let out a gasper.

وقتی قطار کوستر افتاد، نتوانستم جلوی فریاد زدن خود را بگیرم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید