gaspings

[ایالات متحده]/'ɡɑ:spiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نفس‌نفس‌زنان

عبارات و ترکیب‌ها

gasping for air

نفس‌نفس زدن

gasping for breath

نفس‌نفس زدن

gasping in pain

نفس‌نفس زدن از درد

gasping with excitement

نفس‌نفس زدن از هیجان

gasping for help

نفس‌نفس زدن برای کمک

gasping for relief

نفس‌نفس زدن برای آرامش

جملات نمونه

She was gasping for breath after running a marathon.

او بعد از دویدن ماراتن برای نفس زدن به شدت تلاش می‌کرد.

The hiker reached the mountain peak, gasping in awe at the stunning view.

راهنورد به قله کوه رسید و با حیرت و شگفتی برای نفس زدن به شدت تلاش می‌کرد.

The swimmer emerged from the water, gasping for air.

شناگر از آب بیرون آمد و برای نفس کشیدن به شدت تلاش می‌کرد.

The intense workout left him gasping for water.

تمرین شدید باعث شد او برای نوشیدن آب به شدت تلاش کند.

The unexpected news left everyone gasping in shock.

خبر غیرمنتظره باعث شد همه با بهت و حیرت برای نفس زدن به شدت تلاش کنند.

The suspenseful movie had the audience gasping at every twist.

فیلم پرتعلیق باعث شد تماشاگران در هر پیچش داستان برای نفس زدن به شدت تلاش کنند.

She opened the door to find her cat gasping for air after getting stuck in a bag.

او در را باز کرد تا ببیند که گربه‌اش بعد از گیر کردن در یک کیسه برای نفس زدن به شدت تلاش می‌کند.

The singer's powerful performance had the crowd gasping in amazement.

اجای قدرتمند خواننده باعث شد جمعیت با حیرت و شگفتی برای نفس زدن به شدت تلاش کنند.

The sudden drop in temperature had people gasping as they stepped outside.

کاهش ناگهانی دما باعث شد مردم با خروج از خانه برای نفس زدن به شدت تلاش کنند.

He was left gasping for words when she confessed her feelings for him.

او وقتی متوجه شد که او احساساتش را برای او ابراز کرده، برای یافتن کلمات مناسب به شدت تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید