gaynesses

[ایالات متحده]/ˈɡeɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡeɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت شاد بودن

عبارات و ترکیب‌ها

expressing gaynesses

بیان هویت‌های همجنس‌خواهانه

celebrating gaynesses

جشن گرفتن هویت‌های همجنس‌خواهانه

embracing gaynesses

پذیرش هویت‌های همجنس‌خواهانه

understanding gaynesses

درک هویت‌های همجنس‌خواهانه

exploring gaynesses

کاوش در مورد هویت‌های همجنس‌خواهانه

discussing gaynesses

بحث در مورد هویت‌های همجنس‌خواهانه

promoting gaynesses

ترویج هویت‌های همجنس‌خواهانه

recognizing gaynesses

تشخیص هویت‌های همجنس‌خواهانه

advocating gaynesses

حمایت از هویت‌های همجنس‌خواهانه

appreciating gaynesses

قدردانی از هویت‌های همجنس‌خواهانه

جملات نمونه

his gaynesses are often celebrated in art.

همجنس‌گرایی‌های او اغلب در هنر مورد تجلیل قرار می‌گیرند.

she embraces her gaynesses with pride.

او همجنس‌گرایی‌های خود را با افتخار در آغوش می‌گیرد.

different cultures express gaynesses in unique ways.

فرهنگ‌های مختلف همجنس‌گرایی را به روش‌های منحصربه‌فرد بیان می‌کنند.

the festival celebrates various gaynesses in society.

این جشنواره همجنس‌گرایی‌های مختلف در جامعه را جشن می‌گیرد.

understanding gaynesses can promote inclusivity.

درک همجنس‌گرایی می‌تواند باعث افزایش فراگیری شود.

his poetry reflects the beauty of gaynesses.

شعر او زیبایی همجنس‌گرایی را منعکس می‌کند.

many people find strength in their gaynesses.

بسیاری از مردم قدرت را در همجنس‌گرایی خود می‌یابند.

discussions about gaynesses are important for awareness.

بحث درباره همجنس‌گرایی برای افزایش آگاهی مهم است.

his artwork challenges stereotypes about gaynesses.

هنر او کلیشه‌های مربوط به همجنس‌گرایی را به چالش می‌کشد.

people should feel free to express their gaynesses.

افراد باید احساس کنند که آزادند همجنس‌گرایی خود را بیان کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید