gearchange

[ایالات متحده]/ˈɡɪəˌtʃeɪndʒ/
[بریتانیا]/ˈɡɪrˌtʃeɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اهرمی که برای تغییر دنده در یک وسیله نقلیه استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gearchange speed

سرعت تعویض دنده

gearchange lever

اهرم تعویض دنده

gearchange indicator

نشانگر تعویض دنده

gearchange position

موقعیت تعویض دنده

gearchange timing

زمانبندی تعویض دنده

gearchange mechanism

مکانیزم تعویض دنده

gearchange control

کنترل تعویض دنده

gearchange system

سیستم تعویض دنده

gearchange efficiency

راندمان تعویض دنده

gearchange feel

احساس تعویض دنده

جملات نمونه

the gearchange was smooth during the test drive.

تغییر دنده در طول تست رانندگی روان بود.

he had to adjust the gearchange for better performance.

او مجبور شد دنده را برای عملکرد بهتر تنظیم کند.

the gearchange mechanism needs regular maintenance.

مکانیسم دنده نیاز به نگهداری منظم دارد.

she struggled with the gearchange while learning to drive.

او در حین یادگیری رانندگی با دنده مشکل داشت.

a quick gearchange can improve fuel efficiency.

یک دنده سریع می تواند به بهبود راندمان سوخت کمک کند.

he prefers a manual gearchange for more control.

او ترجیح می دهد برای کنترل بیشتر از دنده دستی استفاده کند.

the gearchange indicator helps drivers shift gears accurately.

نشانگر دنده به رانندگان کمک می کند تا به طور دقیق دنده ها را عوض کنند.

she felt a delay in the gearchange during the race.

او در طول مسابقه یک تأخیر در دنده احساس کرد.

proper gearchange technique can enhance driving experience.

تکنیک مناسب دنده می تواند تجربه رانندگی را بهبود بخشد.

the gearchange in this car is very responsive.

دنده در این خودرو بسیار پاسخگو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید