gearless

[ایالات متحده]/ˈɡɪələs/
[بریتانیا]/ˈɡɪr.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون دنده؛ اشاره به یک دستگاه بدون دنده؛ بدون دنده‌های (انتقال)

عبارات و ترکیب‌ها

gearless bike

دوچرخه بدون دنده

gearless motor

موتور بدون دنده

gearless design

طراحی بدون دنده

gearless system

سیستم بدون دنده

gearless vehicle

وسیله نقلیه بدون دنده

gearless technology

فناوری بدون دنده

gearless transmission

انتقال بدون دنده

gearless operation

عملکرد بدون دنده

gearless elevator

آسانسور بدون دنده

gearless drive

درایو بدون دنده

جملات نمونه

the gearless bicycle offers a smooth ride on flat terrain.

دوچرخه بی‌دنده سواری نرمی را روی زمین صاف ارائه می‌دهد.

many prefer gearless scooters for their simplicity and ease of use.

بسیاری اسکوترهای بی‌دنده را به دلیل سادگی و سهولت استفاده ترجیح می‌دهند.

gearless motors are becoming popular in electric vehicles.

موتورهای بی‌دنده در حال محبوب شدن در خودروهای الکتریکی هستند.

he enjoys riding his gearless bike along the coast.

او از دوچرخه‌سواری بی‌دنده خود در امتداد ساحل لذت می‌برد.

gearless technology can reduce maintenance costs significantly.

فناوری بی‌دنده می‌تواند هزینه‌های نگهداری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

she prefers gearless machines for their quiet operation.

او ماشین‌آلات بی‌دنده را به دلیل عملکرد آرام خود ترجیح می‌دهد.

the gearless design enhances the overall efficiency of the system.

طراحی بی‌دنده باعث افزایش کارایی کلی سیستم می‌شود.

gearless trains can accelerate and decelerate more smoothly.

قطارهای بی‌دنده می‌توانند با نرمی بیشتری شتاب بگیرند و کاهش سرعت یابند.

he is fascinated by the mechanics of gearless engines.

او مجذوب مکانیک موتورهای بی‌دنده است.

gearless wind turbines are being developed for renewable energy.

توربین‌های بادی بی‌دنده برای تولید انرژی تجدیدپذیر در حال توسعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید