geared

[ایالات متحده]/ɡɪəd/
[بریتانیا]/ɡɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دنده یا دنده‌کشی؛ متصل یا مرتبط

عبارات و ترکیب‌ها

geared towards

متمرکز بر

geared up

آماده

geared for

آماده برای

geared at

هدف قرار دادن

geared down

کاهش سرعت

geared up for

آماده برای

geared to

هدف قرار دادن

well geared

به خوبی مجهز

geared system

سیستم مجهز

geared solutions

راه حل های مجهز

جملات نمونه

our marketing strategy is geared towards young adults.

استراتژی بازاریابی ما به سمت جوانان هدف گذاری شده است.

the new software is geared for better user experience.

نرم افزار جدید برای تجربه کاربری بهتر طراحی شده است.

this training program is geared to improve your skills.

این برنامه آموزشی برای بهبود مهارت های شما طراحی شده است.

the conference is geared towards tech enthusiasts.

این کنفرانس به سمت علاقه مندان به فناوری هدف گذاری شده است.

her presentation was geared to engage the audience.

ارائه او برای جذب مخاطبان طراحی شده بود.

the new policies are geared at reducing waste.

خط مشی های جدید برای کاهش ضایعات هدف گذاری شده اند.

his research is geared towards sustainable energy solutions.

تحقیقات او به سمت راه حل های انرژی پایدار هدف گذاری شده است.

the workshop is geared for beginners in photography.

این کارگاه برای مبتدیان در عکاسی طراحی شده است.

our services are geared to meet customer needs.

خدمات ما برای پاسخگویی به نیازهای مشتریان طراحی شده اند.

the curriculum is geared towards real-world applications.

برنامه درسی به سمت کاربردهای دنیای واقعی هدف گذاری شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید