shaftless

[ایالات متحده]/[ˈʃɑːftləs]/
[بریتانیا]/[ˈʃæftləs]/

ترجمه

adj. بدون یک میله؛ نداشتن میله؛ فاقد یک میله یا میله‌ای.

عبارات و ترکیب‌ها

shaftless design

طراحی بدون محور

shaftless system

سیستم بدون محور

being shaftless

بودن بدون محور

shaftless motor

موتور بدون محور

shaftless drive

دروی بدون محور

totally shaftless

کاملاً بدون محور

shaftless bearing

جنس بدون محور

shaftless operation

کارکرد بدون محور

new shaftless

جديد بدون محور

shaftless type

نوع بدون محور

جملات نمونه

the shaftless propeller design improved efficiency significantly.

طرح پروپلر بدون محور به طور قابل توجهی کارایی را بهبود بخشید.

we needed a shaftless gearbox to reduce maintenance costs.

ما به یک گیربکس بدون محور نیاز داشتیم تا هزینه‌های نگهداری را کاهش دهیم.

the shaftless pump is ideal for handling viscous fluids.

پمپ بدون محور برای کار با مایعات چرب مناسب است.

the shaftless motor offered a compact and reliable solution.

موتور بدون محور یک راه‌حل کوچک و مطمئن ارائه می‌داد.

testing the shaftless turbine's performance was crucial.

آزمایش عملکرد توربین بدون محور حیاتی بود.

the shaftless conveyor system minimized friction and wear.

سیستم نقاله بدون محور اصطکاک و سایش را به حداقل می‌رساند.

the new shaftless agitator provided consistent mixing.

مخلوط‌کننده جدید بدون محور مخلوط‌کردن یکنواختی را فراهم می‌کند.

designing a robust shaftless drive proved challenging.

طراحی یک موتور خاموش بدون محور چالش‌برانگیز ثابت شد.

the shaftless winch system was easier to install.

سیستم کرکن بدون محور نصب آسان‌تری داشت.

we opted for a shaftless design to reduce vibration.

ما برای کاهش ارتعاش از یک طراحی بدون محور انتخاب کردیم.

the shaftless mixer’s compact size was a key advantage.

اندازه کوچک مخلوط‌کننده بدون محور یک مزیت کلیدی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید