gearstick

[ایالات متحده]/ˈɡɪəstɪk/
[بریتانیا]/ˈɡɪrˌstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اهرمی که برای تغییر دنده در یک وسیله نقلیه استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

shift gearstick

جابجایی دنده

adjust gearstick

تنظیم دسته دنده

move gearstick

حرکت دادن دسته دنده

pull gearstick

کشیدن دسته دنده

push gearstick

فشردن دسته دنده

check gearstick

بررسی دسته دنده

replace gearstick

تعویض دسته دنده

install gearstick

نصب دسته دنده

lock gearstick

قفل کردن دسته دنده

test gearstick

آزمایش دسته دنده

جملات نمونه

the gearstick feels smooth when shifting gears.

وقتی دنده عوض می کنید، دنده اهرم حس خوبی دارد.

he adjusted the gearstick to match his driving style.

او دنده اهرم را متناسب با سبک رانندگی خود تنظیم کرد.

the gearstick is located between the front seats.

دنده اهرم بین صندلی های جلو قرار دارد.

she accidentally knocked the gearstick while parking.

او به طور تصادفی هنگام پارک کردن به دنده اهرم برخورد کرد.

he prefers a manual gearstick for better control.

او ترجیح می دهد برای کنترل بهتر از دنده اهرم دستی استفاده کند.

the gearstick has a leather cover for a better grip.

دنده اهرم دارای روکش چرمی برای گرفتن بهتر است.

she shifted the gearstick into reverse carefully.

او به آرامی دنده اهرم را در حالت عقب قرار داد.

he noticed a problem with the gearstick during his drive.

او در حین رانندگی متوجه مشکل دنده اهرم شد.

the gearstick was stuck, making it hard to change gears.

دنده اهرم گیر کرده بود و تغییر دنده را دشوار می کرد.

she likes the sporty feel of the gearstick in her car.

او از حس ورزشی دنده اهرم در ماشینش خوشش می آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید