geed up
هیجان زده
geed out
خسته
geed away
دور شد
geed off
خاموش شد
geed in
وارد شد
geed up game
بازی هیجان انگیز
geed talk
صحبت کردن
geed mood
حالت خوب
geed vibes
فضای خوب
geed style
سبک خوب
he always tries to geed the conversation towards his favorite topic.
او همیشه سعی میکند مکالمه را به سمت موضوع مورد علاقه خود سوق دهد.
it's important to geed your expectations before starting a new project.
قبل از شروع یک پروژه جدید، مهم است که انتظارات خود را مدیریت کنید.
she managed to geed the meeting in a positive direction.
او موفق شد جلسه را در جهت مثبت هدایت کند.
he had to geed his plans after the unexpected news.
او پس از اخبار غیرمنتظره مجبور شد برنامههای خود را مدیریت کند.
they need to geed their strategies to meet the new challenges.
آنها باید استراتژیهای خود را برای مقابله با چالشهای جدید مدیریت کنند.
it's crucial to geed the discussion towards solutions rather than problems.
مدیریت بحث به سمت راه حل ها به جای مشکلات بسیار مهم است.
we should geed our focus on customer satisfaction.
ما باید تمرکز خود را بر رضایت مشتری مدیریت کنیم.
he knows how to geed his audience's attention during presentations.
او میداند چگونه توجه مخاطبان خود را در طول ارائه مدیریت کند.
she always tries to geed her friends towards healthier habits.
او همیشه سعی میکند دوستان خود را به سمت عادتهای سالمتر سوق دهد.
the coach helped geed the team towards victory.
مربی به هدایت تیم به سمت پیروزی کمک کرد.
geed up
هیجان زده
geed out
خسته
geed away
دور شد
geed off
خاموش شد
geed in
وارد شد
geed up game
بازی هیجان انگیز
geed talk
صحبت کردن
geed mood
حالت خوب
geed vibes
فضای خوب
geed style
سبک خوب
he always tries to geed the conversation towards his favorite topic.
او همیشه سعی میکند مکالمه را به سمت موضوع مورد علاقه خود سوق دهد.
it's important to geed your expectations before starting a new project.
قبل از شروع یک پروژه جدید، مهم است که انتظارات خود را مدیریت کنید.
she managed to geed the meeting in a positive direction.
او موفق شد جلسه را در جهت مثبت هدایت کند.
he had to geed his plans after the unexpected news.
او پس از اخبار غیرمنتظره مجبور شد برنامههای خود را مدیریت کند.
they need to geed their strategies to meet the new challenges.
آنها باید استراتژیهای خود را برای مقابله با چالشهای جدید مدیریت کنند.
it's crucial to geed the discussion towards solutions rather than problems.
مدیریت بحث به سمت راه حل ها به جای مشکلات بسیار مهم است.
we should geed our focus on customer satisfaction.
ما باید تمرکز خود را بر رضایت مشتری مدیریت کنیم.
he knows how to geed his audience's attention during presentations.
او میداند چگونه توجه مخاطبان خود را در طول ارائه مدیریت کند.
she always tries to geed her friends towards healthier habits.
او همیشه سعی میکند دوستان خود را به سمت عادتهای سالمتر سوق دهد.
the coach helped geed the team towards victory.
مربی به هدایت تیم به سمت پیروزی کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید