geld

[ایالات متحده]/ɡɛld/
[بریتانیا]/ɡɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالیات یا خراج
vt. عقیم کردن یا محروم کردن؛ عقیم کردن (حیوانات)؛ برداشتن تخمدان‌ها یا عقیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cash geld

پول نقد

hard geld

پول سختی

real geld

پول واقعی

gold geld

پول طلایی

easy geld

پول آسان

quick geld

پول سریع

free geld

پول رایگان

smart geld

پول باهوش

clean geld

پول پاک

fast geld

پول سریع

جملات نمونه

he decided to geld his horse for better temperament.

او تصمیم گرفت برای داشتن خلق و خوی بهتر، اسبش را عقیم کند.

many farmers choose to geld their male livestock.

بسیاری از کشاورزان انتخاب می‌کنند که دام‌های نر خود را عقیم کنند.

gelding can prevent aggressive behavior in male animals.

عقیم‌سازی می‌تواند از رفتار تهاجمی در حیوانات نر جلوگیری کند.

after he gelded the dog, it became much calmer.

بعد از اینکه سگ را عقیم کرد، بسیار آرام‌تر شد.

geldings are often preferred for riding competitions.

اسب‌های عقیم‌شده اغلب برای مسابقات سوارکاری ترجیح داده می‌شوند.

it's important to geld young stallions before they mature.

عقیم کردن مادیان‌های جوان قبل از بلوغ مهم است.

he learned how to properly geld a horse from the vet.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک اسب را از دامپزشک عقیم کند.

gelding is a common practice in horse breeding.

عقیم‌سازی یک عمل رایج در پرورش اسب است.

the vet recommended gelding to improve the dog's behavior.

دامپزشک برای بهبود رفتار سگ، عقیم‌سازی را توصیه کرد.

some owners prefer not to geld their pets.

برخی از صاحبان ترجیح می‌دهند حیوانات خانگی خود را عقیم نکنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید