gelded stallion
اسب ختنه شده
being gelded
در حال ختنه شدن
gelded animals
حیوانات ختنه شده
already gelded
قبلاً ختنه شده
gelded sheep
گوسفندان ختنه شده
gelding process
فرآیند ختنه
gelded boar
خوک ختنه شده
had gelded
ختنه کرده بود
gelded ram
گوسفند نر ختنه شده
gelding them
ختنه کردن آنها
the gelded stallion stood quietly in the pasture.
اسب عقیم به آرامی در مراتع ایستاده بود.
farmers often gelded their livestock to improve meat quality.
کشاورزان اغلب دامهای خود را عقیم میکردند تا کیفیت گوشت را بهبود بخشند.
historically, gelded horses were used for riding and war.
در طول تاریخ، از اسبهای عقیم برای سواری و جنگ استفاده میشد.
the veterinarian recommended that the dog be gelded.
دامپزشک توصیه کرد که سگ عقیم شود.
gelded bulls are often calmer and easier to handle.
گاومیشهای عقیم اغلب آرامتر و راحتتر برای کنترل هستند.
the practice of gelding animals is controversial for some.
عمل عقیم کردن حیوانات برای برخی بحثبرانگیز است.
he inherited a farm with several gelded bulls and horses.
او یک مزرعه با چندین گاو نر عقیم و اسب به ارث برد.
gelded pigs are sometimes raised for their leaner meat.
گاهی اوقات خوکرهای عقیم به دلیل گوشت کمچربتر پرورش داده میشوند.
the gelded ram grazed peacefully in the meadow.
گوسفند نر عقیم به آرامی در چمنزار چرا میکرد.
many cultures have traditions surrounding gelded animals.
فرهنگهای بسیاری سنتهایی پیرامون حیوانات عقیم دارند.
the gelded colt was known for its gentle temperament.
پونی عقیم به دلیل خلق و خوی ملایم خود شناخته شده بود.
gelded stallion
اسب ختنه شده
being gelded
در حال ختنه شدن
gelded animals
حیوانات ختنه شده
already gelded
قبلاً ختنه شده
gelded sheep
گوسفندان ختنه شده
gelding process
فرآیند ختنه
gelded boar
خوک ختنه شده
had gelded
ختنه کرده بود
gelded ram
گوسفند نر ختنه شده
gelding them
ختنه کردن آنها
the gelded stallion stood quietly in the pasture.
اسب عقیم به آرامی در مراتع ایستاده بود.
farmers often gelded their livestock to improve meat quality.
کشاورزان اغلب دامهای خود را عقیم میکردند تا کیفیت گوشت را بهبود بخشند.
historically, gelded horses were used for riding and war.
در طول تاریخ، از اسبهای عقیم برای سواری و جنگ استفاده میشد.
the veterinarian recommended that the dog be gelded.
دامپزشک توصیه کرد که سگ عقیم شود.
gelded bulls are often calmer and easier to handle.
گاومیشهای عقیم اغلب آرامتر و راحتتر برای کنترل هستند.
the practice of gelding animals is controversial for some.
عمل عقیم کردن حیوانات برای برخی بحثبرانگیز است.
he inherited a farm with several gelded bulls and horses.
او یک مزرعه با چندین گاو نر عقیم و اسب به ارث برد.
gelded pigs are sometimes raised for their leaner meat.
گاهی اوقات خوکرهای عقیم به دلیل گوشت کمچربتر پرورش داده میشوند.
the gelded ram grazed peacefully in the meadow.
گوسفند نر عقیم به آرامی در چمنزار چرا میکرد.
many cultures have traditions surrounding gelded animals.
فرهنگهای بسیاری سنتهایی پیرامون حیوانات عقیم دارند.
the gelded colt was known for its gentle temperament.
پونی عقیم به دلیل خلق و خوی ملایم خود شناخته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید