gendarme

[ایالات متحده]/'ʒɒndɑːm/
[بریتانیا]/ˈʒɑnˌdɑrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژاندارم، افسر پلیس
شکل‌های واژه
جمعgendarmes

عبارات و ترکیب‌ها

French gendarme

گendarmerie فرانسه

جملات نمونه

The gendarme patrolled the streets to ensure safety.

گارد ژاندارمری برای اطمینان از ایمنی، در خیابان‌ها گشت می‌زد.

The gendarme arrested the thief for stealing.

ژاندارم دزد را به دلیل سرقت دستگیر کرد.

The gendarme is responsible for maintaining law and order.

ژاندارم مسئول حفظ نظم و قانون است.

The gendarme intervened to break up the fight.

ژاندارم برای متوقف کردن درگیری مداخله کرد.

The gendarme wore a uniform and carried a weapon.

ژاندارم لباس فرم می‌پوشید و سلاحی حمل می‌کرد.

The gendarme responded quickly to the emergency call.

ژاندارم به سرعت به تماس اضطراری پاسخ داد.

The gendarme is a symbol of authority in the community.

ژاندارم نمادی از اقتدار در جامعه است.

The gendarme conducted investigations into the crime.

ژاندارم تحقیقاتی را در مورد جرم انجام داد.

The gendarme assisted in the rescue operation during the natural disaster.

ژاندارم در عملیات امدادرسانی در هنگام فاجعه طبیعی کمک کرد.

The gendarme's presence helped deter criminal activities in the area.

حضور ژاندارم به جلوگیری از فعالیت‌های مجرمانه در منطقه کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید