generalissimo

[ایالات متحده]/ˌdʒen(ə)rə'lɪsɪməʊ/
[بریتانیا]/ˌdʒɛnrə'lɪsɪmo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمانده عالی، بالاترین مقام نظامی.
Word Forms

جملات نمونه

The generalissimo led his troops into battle.

ژنرالیسیمو سربازان خود را به جنگ هدایت کرد.

The generalissimo was known for his strategic brilliance.

ژنرالیسیمو به دلیل نبوغ استراتژیک خود شناخته شده بود.

The generalissimo's orders were followed without question.

دستورات ژنرالیسیمو بدون هیچ سوالی اطاعت می شد.

The generalissimo was a respected military leader.

ژنرالیسیمو یک رهبر نظامی مورد احترام بود.

The generalissimo's authority was unquestioned.

قدرت ژنرالیسیمو مورد سوال نبود.

The generalissimo's portrait hung in every government building.

تصویر ژنرالیسیمو در هر ساختمان دولتی نصب شده بود.

The generalissimo's speech rallied the troops before the battle.

سخنرانی ژنرالیسیمو قبل از نبرد، سربازان را متحد کرد.

The generalissimo's presence inspired confidence in his soldiers.

حضور ژنرالیسیمو اعتماد به نفس را در سربازانش ایجاد کرد.

The generalissimo's victories were celebrated throughout the country.

پیروزی های ژنرالیسیمو در سراسر کشور جشن گرفته شد.

The generalissimo's reputation as a military genius was well-deserved.

شهرت ژنرالیسیمو به عنوان یک نابغه نظامی کاملاً به جا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید