| جمع | generalships |
They are: political intelligence, weather, terrain, generalship and doctrine & law.
آنها عبارتند از: هوش سیاسی، آب و هوا، زمین، فرماندهی و نظریه و قانون.
We have muddled through, not by great generalship, but by the courage of common men.
ما از پس کارها برآمدیم، نه به دلیل مهارتهای فرماندهی بزرگ، بلکه به دلیل شجاعت مردم عادی.
exhibited excellent generalship in leading the team to victory
وی با رهبری تیم به سمت پیروزی، مهارت فرماندهی عالی از خود نشان داد.
the generalship displayed in the battle was commendable
مهارت فرماندهی نشان داده شده در نبرد قابل تحسین بود.
his strategic generalship helped the company expand globally
مهارت فرماندهی استراتژیک او به شرکت کمک کرد تا به طور جهانی گسترش یابد.
studying the art of generalship is essential for military leaders
مطالعه هنر فرماندهی برای رهبران نظامی ضروری است.
the general's generalship was crucial in turning the tide of the war
مهارت فرماندهی ژنرال در تغییر روند جنگ بسیار مهم بود.
his generalship in negotiations led to a successful business deal
مهارت فرماندهی او در مذاکرات منجر به یک معامله تجاری موفق شد.
the general's generalship was evident in the way he positioned his troops
مهارت فرماندهی ژنرال در نحوه استقرار نیروهایش آشکار بود.
learning from historical examples of generalship can provide valuable insights
یادگیری از نمونههای تاریخی فرماندهی میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
the success of the mission was attributed to the general's exceptional generalship
موفقیت مأموریت به مهارت فرماندهی استثنایی ژنرال نسبت داده شد.
the young officer showed great potential for generalship early in his career
سرباز جوان در اوایل دوران حرفهای خود پتانسیل زیادی برای فرماندهی نشان داد.
They are: political intelligence, weather, terrain, generalship and doctrine & law.
آنها عبارتند از: هوش سیاسی، آب و هوا، زمین، فرماندهی و نظریه و قانون.
We have muddled through, not by great generalship, but by the courage of common men.
ما از پس کارها برآمدیم، نه به دلیل مهارتهای فرماندهی بزرگ، بلکه به دلیل شجاعت مردم عادی.
exhibited excellent generalship in leading the team to victory
وی با رهبری تیم به سمت پیروزی، مهارت فرماندهی عالی از خود نشان داد.
the generalship displayed in the battle was commendable
مهارت فرماندهی نشان داده شده در نبرد قابل تحسین بود.
his strategic generalship helped the company expand globally
مهارت فرماندهی استراتژیک او به شرکت کمک کرد تا به طور جهانی گسترش یابد.
studying the art of generalship is essential for military leaders
مطالعه هنر فرماندهی برای رهبران نظامی ضروری است.
the general's generalship was crucial in turning the tide of the war
مهارت فرماندهی ژنرال در تغییر روند جنگ بسیار مهم بود.
his generalship in negotiations led to a successful business deal
مهارت فرماندهی او در مذاکرات منجر به یک معامله تجاری موفق شد.
the general's generalship was evident in the way he positioned his troops
مهارت فرماندهی ژنرال در نحوه استقرار نیروهایش آشکار بود.
learning from historical examples of generalship can provide valuable insights
یادگیری از نمونههای تاریخی فرماندهی میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
the success of the mission was attributed to the general's exceptional generalship
موفقیت مأموریت به مهارت فرماندهی استثنایی ژنرال نسبت داده شد.
the young officer showed great potential for generalship early in his career
سرباز جوان در اوایل دوران حرفهای خود پتانسیل زیادی برای فرماندهی نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید