genteelnesses

[ایالات متحده]/dʒen'ti:lnəsɪz/
[بریتانیا]/dʒen'ti:lnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نجیب بودن؛ تصفیه

عبارات و ترکیب‌ها

lost genteelnesses

جنب‌زدگی‌های از دست رفته

genteelnesses of life

جنب‌زدگی‌های زندگی

genteelnesses in society

جنب‌زدگی‌ها در جامعه

genteelnesses and grace

جنب‌زدگی‌ها و ظرافت

genteelnesses of manners

جنب‌زدگی‌های آداب

genteelnesses of speech

جنب‌زدگی‌های گفتار

genteelnesses in art

جنب‌زدگی‌ها در هنر

genteelnesses of behavior

جنب‌زدگی‌های رفتار

genteelnesses and decorum

جنب‌زدگی‌ها و نزاکت

genteelnesses of character

جنب‌زدگی‌های شخصیت

جملات نمونه

her genteelnesses were evident in her polite conversation.

نجیب‌زادگی‌های او در گفتگوی مؤدبانه او آشکار بود.

the genteelnesses of the old mansion were preserved through the years.

نجیب‌زادگی‌های خانه قدیمی در طول سال‌ها حفظ شد.

he spoke with genteelnesses that impressed everyone at the party.

او با نجيب‌زادگی صحبت کرد که همه را در مهمانی تحت تأثیر قرار داد.

her genteelnesses made her the center of attention.

نجیب‌زادگی‌های او باعث شد او مرکز توجه باشد.

they appreciated the genteelnesses of the art displayed in the gallery.

آنها از نجيب‌زادگی هنرها در گالری قدردانی کردند.

the genteelnesses of her upbringing were apparent in her manners.

نجیب‌زادگی‌های تربیت او در رفتار او آشکار بود.

genteelnesses can often be mistaken for snobbery.

نجیب‌زادگی‌ها اغلب می‌توانند با متکبر بودن اشتباه گرفته شوند.

in a world of chaos, her genteelnesses brought a sense of calm.

در دنیایی پر هرج و مرج، نجيب‌زادگی‌های او حسی از آرامش را به ارمغان آورد.

his genteelnesses were a reflection of his family's traditions.

نجيب‌زادگی‌های او بازتابی از سنت‌های خانواده‌اش بود.

the genteelnesses of the tea ceremony captivated the guests.

نجيب‌زادگی مراسم چای مهمانان را مجذوب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید