| جمع | geochemists |
geochemist study
مطالعه زمینشناس شیمی
geochemist analysis
تجزیه و تحلیل زمینشناس شیمی
geochemist report
گزارش زمینشناس شیمی
geochemist role
نقش زمینشناس شیمی
geochemist fieldwork
کار میدانی زمینشناس شیمی
geochemist expertise
تخصص زمینشناس شیمی
geochemist techniques
تکنیکهای زمینشناس شیمی
geochemist findings
یافتههای زمینشناس شیمی
geochemist collaboration
همکاری زمینشناس شیمی
geochemist research
تحقیقات زمینشناس شیمی
the geochemist analyzed the soil samples for contaminants.
ژئوشیمیدان نمونههای خاک را برای شناسایی آلایندهها تجزیه و تحلیل کرد.
as a geochemist, she specializes in studying mineral compositions.
همچون یک ژئوشیمیدان، او در مطالعه ترکیبهای مواد معدنی تخصص دارد.
the geochemist presented her findings at the international conference.
ژئوشیمیدان یافتههای خود را در کنفرانس بینالمللی ارائه کرد.
he works as a geochemist in a leading environmental research firm.
او به عنوان یک ژئوشیمیدان در یک شرکت تحقیقاتی پیشرو در زمینه محیط زیست کار میکند.
the geochemist conducted fieldwork to collect water samples.
ژئوشیمیدان برای جمعآوری نمونههای آب، تحقیقات میدانی انجام داد.
her role as a geochemist involves extensive laboratory testing.
نقش او به عنوان یک ژئوشیمیدان شامل آزمایشهای گسترده آزمایشگاهی است.
the geochemist collaborated with geologists on the project.
ژئوشیمیدان با زمینشناسان در این پروژه همکاری کرد.
understanding chemical reactions is essential for a geochemist.
درک واکنشهای شیمیایی برای یک ژئوشیمیدان ضروری است.
the geochemist published a paper on climate change effects.
ژئوشیمیدان مقالهای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی منتشر کرد.
many geochemists use isotopic analysis to study earth processes.
بسیاری از ژئوشیمیدانان از تجزیه و تحلیل ایزوتیپ برای مطالعه فرآیندهای زمین استفاده میکنند.
geochemist study
مطالعه زمینشناس شیمی
geochemist analysis
تجزیه و تحلیل زمینشناس شیمی
geochemist report
گزارش زمینشناس شیمی
geochemist role
نقش زمینشناس شیمی
geochemist fieldwork
کار میدانی زمینشناس شیمی
geochemist expertise
تخصص زمینشناس شیمی
geochemist techniques
تکنیکهای زمینشناس شیمی
geochemist findings
یافتههای زمینشناس شیمی
geochemist collaboration
همکاری زمینشناس شیمی
geochemist research
تحقیقات زمینشناس شیمی
the geochemist analyzed the soil samples for contaminants.
ژئوشیمیدان نمونههای خاک را برای شناسایی آلایندهها تجزیه و تحلیل کرد.
as a geochemist, she specializes in studying mineral compositions.
همچون یک ژئوشیمیدان، او در مطالعه ترکیبهای مواد معدنی تخصص دارد.
the geochemist presented her findings at the international conference.
ژئوشیمیدان یافتههای خود را در کنفرانس بینالمللی ارائه کرد.
he works as a geochemist in a leading environmental research firm.
او به عنوان یک ژئوشیمیدان در یک شرکت تحقیقاتی پیشرو در زمینه محیط زیست کار میکند.
the geochemist conducted fieldwork to collect water samples.
ژئوشیمیدان برای جمعآوری نمونههای آب، تحقیقات میدانی انجام داد.
her role as a geochemist involves extensive laboratory testing.
نقش او به عنوان یک ژئوشیمیدان شامل آزمایشهای گسترده آزمایشگاهی است.
the geochemist collaborated with geologists on the project.
ژئوشیمیدان با زمینشناسان در این پروژه همکاری کرد.
understanding chemical reactions is essential for a geochemist.
درک واکنشهای شیمیایی برای یک ژئوشیمیدان ضروری است.
the geochemist published a paper on climate change effects.
ژئوشیمیدان مقالهای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی منتشر کرد.
many geochemists use isotopic analysis to study earth processes.
بسیاری از ژئوشیمیدانان از تجزیه و تحلیل ایزوتیپ برای مطالعه فرآیندهای زمین استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید