geodesic

[ایالات متحده]/ˌdʒiːə(ʊ)'desɪk/
[بریتانیا]/ˌdʒiə'dɛsɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به خطوط ژئودزیک; مربوط به ژئودزی
n. یک منحنی بر روی سطح یک کره که کوتاه‌ترین مسیر بین دو نقطه است

عبارات و ترکیب‌ها

geodesic dome

گنبد ژئودزیک

geodesic grid

شبکه ژئودزی

geodesic line

خط ژئودزی

geodesic distance

فاصله ژئودزی

جملات نمونه

Because arc length of trajectory is regarded as the variant in geodesics based method, it possesses the advantages of non-time based trajectory planning at the same time.

از آنجا که طول قوس مسیر به عنوان متغیر در روش مبتنی بر هندسیات در نظر گرفته می‌شود، در عین حال از مزایای برنامه‌ریزی مسیر غیرمبتنی بر زمان نیز برخوردار است.

Firstly, there are two types of winding patterns for toroidal vessel: spiral winding along toroidal vessel geodesics and analogous sine placement along the external surface of toroidal vessel.

در ابتدا، دو نوع الگوی پیچش برای ظرف توروییدال وجود دارد: پیچش مارپیچی در امتداد geodesics ظرف توروییدال و قرارگیری سینوسی مشابه در سطح خارجی ظرف توروییدال.

The geodesic dome was a marvel of modern architecture.

گنبد هندسی یک شاهکار معماری مدرن بود.

The geodesic pattern on the fabric gave the dress a futuristic look.

الگوی هندسی روی پارچه به لباس ظاهری آینده‌نگرانانه داد.

The geodesic structure of the molecule was studied in chemistry class.

ساختار هندسی مولکول در کلاس شیمی مورد مطالعه قرار گرفت.

The geodesic distance between two points on the globe can be calculated using mathematical formulas.

فاصله هندسی بین دو نقطه روی کره زمین را می‌توان با استفاده از فرمول‌های ریاضی محاسبه کرد.

The geodesic curvature of the curve was analyzed in the mathematics textbook.

انحنای هندسی منحنی در کتاب درسی ریاضیات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

The geodesic lines on the map helped us navigate through the city.

خطوط هندسی روی نقشه به ما کمک کرد تا از شهر عبور کنیم.

The geodesic surveying equipment was used to map out the terrain.

تجهیزات نقشه برداری هندسی برای ترسیم نقشه زمین استفاده شد.

The geodesic sphere was a key element in the design of the new planetarium.

کره هندسی یک عنصر کلیدی در طراحی پλανتاریوم جدید بود.

The geodesic shape of the building allowed for maximum strength with minimal materials.

شکل هندسی ساختمان به ما این امکان را داد که با حداقل مواد، حداکثر استحکام را بدست آوریم.

The geodesic dome provided a unique and spacious venue for the event.

گنبد هندسی یک مکان برگزاری منحصر به فرد و جادار برای رویداد فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید