geologic

[ایالات متحده]/ˌdʒiːəˈlɒdʒɪk/
[بریتانیا]/ˌdʒiəˈlɑːdʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با مطالعه ساختار فیزیکی و ماده زمین؛ مربوط به زمین‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

geologic time

زمان زمین‌شناسی

geologic survey

بررسی زمین‌شناسی

geologic map

نقشه زمین‌شناسی

geologic formation

تشکیل زمین‌شناسی

geologic hazard

خطر زمین‌شناسی

geologic process

فرآیند زمین‌شناسی

geologic feature

ویژگی زمین‌شناسی

geologic history

تاریخچه زمین‌شناسی

geologic age

سن زمین‌شناسی

geologic study

مطالعه زمین‌شناسی

جملات نمونه

the geologic features of this area are fascinating.

ویژگی‌های زمین‌شناسی این منطقه جذاب هستند.

geologic time scales help us understand earth's history.

مقیاس‌های زمانی زمین‌شناسی به ما کمک می‌کنند تا تاریخ زمین را درک کنیم.

scientists study geologic formations to find resources.

دانشمندان ساختارهای زمین‌شناسی را برای یافتن منابع مطالعه می‌کنند.

geologic surveys are essential for construction projects.

بررسی‌های زمین‌شناسی برای پروژه‌های ساختمانی ضروری هستند.

the geologic map reveals various rock types.

نقشه زمین‌شناسی انواع مختلف سنگ‌ها را نشان می‌دهد.

understanding geologic processes is crucial for predicting earthquakes.

درک فرآیندهای زمین‌شناسی برای پیش‌بینی زلزله‌ها بسیار مهم است.

geologic hazards can pose risks to communities.

خطرات زمین‌شناسی می‌توانند خطراتی برای جوامع ایجاد کنند.

geologic research often involves fieldwork and data analysis.

تحقیقات زمین‌شناسی اغلب شامل کار میدانی و تجزیه و تحلیل داده‌ها می‌شود.

geologic formations provide insights into past climates.

تشکیل‌های زمین‌شناسی بینش‌هایی در مورد آب و هوای گذشته ارائه می‌دهند.

geologic history can be read in the layers of rock.

می‌توان تاریخ زمین‌شناسی را در لایه‌های سنگ خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید