gerbilles

[ایالات متحده]/dʒɜːˈbɪl/
[بریتانیا]/dʒɜrˈbɪl/

ترجمه

n. نوعی جوندۀ متعلق به زیرخانواده Gerbillinae، که معمولاً به عنوان جربیل شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

cute gerbilles

گربیل‌های دوست‌داشتنی

pet gerbilles

گربیل‌های خانگی

gerbilles habitat

زیستگاه گربیل‌ها

gerbilles care

مراقبت از گربیل‌ها

gerbilles food

غذاى گربیل‌ها

gerbilles behavior

رفتار گربیل‌ها

gerbilles cage

قفس گربیل‌ها

gerbilles breeding

تکثیر گربیل‌ها

gerbilles exercise

ورزش گربیل‌ها

gerbilles health

سلامتی گربیل‌ها

جملات نمونه

gerbilles are popular pets for children.

جربیل‌ها حیوان خانگی محبوبی برای کودکان هستند.

many people enjoy watching gerbilles play.

بسیاری از مردم از تماشای بازی کردن جربیل‌ها لذت می‌برند.

gerbilles require a spacious cage for their habitat.

جربیل‌ها برای زیستگاه خود به یک قفس جادار نیاز دارند.

it's important to feed gerbilles a balanced diet.

تغذیه جربیل‌ها با یک رژیم غذایی متعادل مهم است.

gerbilles are social animals and thrive in pairs.

جربیل‌ها حیوانات اجتماعی هستند و در جفت‌ها شکوفا می‌شوند.

children can learn responsibility by caring for gerbilles.

کودکان می‌توانند با مراقبت از جربیل‌ها مسئولیت را یاد بگیرند.

gerbilles are known for their playful nature.

جربیل‌ها به خاطر طبیعت بازیگوش خود شناخته می‌شوند.

setting up a gerbille habitat can be fun.

راه‌اندازی زیستگاه جربیل می‌تواند سرگرم‌کننده باشد.

gerbilles enjoy digging and tunneling in their bedding.

جربیل‌ها از کندن و حفر تونل در بستر خود لذت می‌برند.

regular handling helps gerbilles become more tame.

دست زدن منظم به رام‌تر شدن جربیل‌ها کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید