germaphobia sufferers
بیماران مبتلا به گرمافوبیا
germaphobia symptoms
симptomهای گرمافوبیا
with germaphobia
با گرمافوبیا
germaphobia treatment
درمان گرمافوبیا
experiencing germaphobia
تجربه گرمافوبیا
severe germaphobia
گرمافوبیا شدید
overcoming germaphobia
پیروز شدن بر گرمافوبیا
diagnosing germaphobia
تشخیص گرمافوبیا
she has a severe germaphobia and avoids public transportation.
او دچار یک فوبیای بسیار شدید به میکروبها است و از وسائل حمل و نقل عمومی پرهیز میکند.
his germaphobia led him to constantly wash his hands.
فوبیای میکروبگریزی او باعث شد تا دستهایش را به طور مداوم بشوше.
the germaphobia made it difficult for him to socialize.
فوبیای میکروبگریزی باعث شد که برای او اجتماعی شدن دشوار شود.
she's seeking therapy to manage her germaphobia.
او در حال جستجوی درمان برای کنترل فوبیای میکروبگریزی خود است.
he has a mild germaphobia, but it doesn't significantly impact his life.
او دچار یک فوبیای خفیف به میکروبها است، اما این موضوع زندگی او را به طور معنیداری تحت تأثیر قرار نمیدهد.
the germaphobia stemmed from a childhood experience.
فوبیای میکروبگریزی از یک تجربه کودکی پیش آمده است.
understanding germaphobia is crucial for providing support.
فهم فوبیای میکروبگریزی برای ارائه حمایت ضروری است.
he's often teased about his germaphobia.
او اغلب به خاطر فوبیای میکروبگریزی خود مورد تمسخر قرار میگیرد.
her germaphobia is exacerbated by the flu season.
فوبیای میکروبگریزی او در فصل گرمیکروبها تشدید میشود.
the therapist suggested coping mechanisms for his germaphobia.
درمانگر مکانیزمهای مقابلهای برای فوبیای میکروبگریزی او پیشنهاد داد.
it's important to differentiate germaphobia from healthy hygiene practices.
مهم است که فوبیای میکروبگریزی را از رفتارهای بهداشتی سالم متمایز کنیم.
germaphobia sufferers
بیماران مبتلا به گرمافوبیا
germaphobia symptoms
симptomهای گرمافوبیا
with germaphobia
با گرمافوبیا
germaphobia treatment
درمان گرمافوبیا
experiencing germaphobia
تجربه گرمافوبیا
severe germaphobia
گرمافوبیا شدید
overcoming germaphobia
پیروز شدن بر گرمافوبیا
diagnosing germaphobia
تشخیص گرمافوبیا
she has a severe germaphobia and avoids public transportation.
او دچار یک فوبیای بسیار شدید به میکروبها است و از وسائل حمل و نقل عمومی پرهیز میکند.
his germaphobia led him to constantly wash his hands.
فوبیای میکروبگریزی او باعث شد تا دستهایش را به طور مداوم بشوше.
the germaphobia made it difficult for him to socialize.
فوبیای میکروبگریزی باعث شد که برای او اجتماعی شدن دشوار شود.
she's seeking therapy to manage her germaphobia.
او در حال جستجوی درمان برای کنترل فوبیای میکروبگریزی خود است.
he has a mild germaphobia, but it doesn't significantly impact his life.
او دچار یک فوبیای خفیف به میکروبها است، اما این موضوع زندگی او را به طور معنیداری تحت تأثیر قرار نمیدهد.
the germaphobia stemmed from a childhood experience.
فوبیای میکروبگریزی از یک تجربه کودکی پیش آمده است.
understanding germaphobia is crucial for providing support.
فهم فوبیای میکروبگریزی برای ارائه حمایت ضروری است.
he's often teased about his germaphobia.
او اغلب به خاطر فوبیای میکروبگریزی خود مورد تمسخر قرار میگیرد.
her germaphobia is exacerbated by the flu season.
فوبیای میکروبگریزی او در فصل گرمیکروبها تشدید میشود.
the therapist suggested coping mechanisms for his germaphobia.
درمانگر مکانیزمهای مقابلهای برای فوبیای میکروبگریزی او پیشنهاد داد.
it's important to differentiate germaphobia from healthy hygiene practices.
مهم است که فوبیای میکروبگریزی را از رفتارهای بهداشتی سالم متمایز کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید