germy

[ایالات متحده]/ˈdʒɜːmi/
[بریتانیا]/ˈdʒɜrmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی یا پوشیده از میکروب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

germy hands

دست‌های آلود

germy surfaces

سطوح آلود

germy environment

محیط آلود

germy objects

اشیای آلود

germy toys

اسباب‌بازی‌های آلود

germy water

آب آلود

germy food

غذاهای آلود

germy air

هوای آلود

germy utensils

وسایل آشپزخانه آلود

germy bathroom

حمام آلود

جملات نمونه

don't touch that, it's really germy.

به آن دست نزنید، واقعاً آلوده است.

make sure to wash your hands after handling germy objects.

مطمئن شوید بعد از دست زدن به اشیاء آلوده، دست های خود را بشویید.

the kitchen can get germy if not cleaned regularly.

اگر به طور منظم تمیز نشود، آشپزخانه می تواند آلوده شود.

children often play with germy toys.

کودکان اغلب با اسباب بازی های آلوده بازی می کنند.

public places can be quite germy.

مکان های عمومی می توانند بسیار آلوده باشند.

you should avoid germy surfaces in public restrooms.

شما باید از سطوح آلوده در سرویس های بهداشتی عمومی خودداری کنید.

germy hands can spread illness quickly.

دست های آلوده می توانند به سرعت بیماری را گسترش دهند.

using hand sanitizer can help reduce germy bacteria.

استفاده از ضدعفونی کننده دست می تواند به کاهش باکتری های آلوده کمک کند.

it's important to keep your phone clean, as it can be very germy.

حفظ نظافت تلفن همراه شما مهم است، زیرا می تواند بسیار آلوده باشد.

germy utensils can lead to foodborne illnesses.

وسایل آلوده می توانند منجر به بیماری های مرتبط با غذا شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید