getting better
بهتر شدن
getting worse
بدتر شدن
getting ready
در حال آماده شدن
getting started
شروع به کار
getting close
در حال نزدیک شدن
getting lost
گم شدن
getting tired
خسته شدن
getting involved
درگیر شدن
getting ahead
پیشی گرفتن
getting along
برقراری ارتباط خوب
i'm getting tired of this routine.
من از این روال خسته شده ام.
she is getting better at playing the piano.
او در نواختن پیانو بهتر می شود.
we are getting ready for the big event.
ما برای رویداد بزرگ آماده می شویم.
he is getting a new job soon.
او به زودی یک شغل جدید خواهد گرفت.
they are getting married next month.
آنها ماه آینده ازدواج خواهند کرد.
i'm getting used to the cold weather.
من به هوای سرد عادت کرده ام.
she is getting excited about the upcoming trip.
او برای سفر آینده هیجان زده است.
we are getting information from various sources.
ما اطلاعات را از منابع مختلف به دست می آوریم.
he is getting involved in community service.
او در خدمات اجتماعی مشارکت می کند.
i'm getting the hang of this new software.
من در حال یادگیری نرم افزار جدید هستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید