gewgaw

[ایالات متحده]/ˈɡeɪɡɔː/
[بریتانیا]/ˈɡeɪˌɡɔ/

ترجمه

n. چیزی چشمگیر اما بی‌ارزش؛ کالای ارزان یا بی‌ارزش
adj. چشمگیر اما بی‌ارزش؛ ارزان؛ ارزان و چشمگیر
Word Forms
جمعgewgaws

عبارات و ترکیب‌ها

gewgaw collection

کلکسیون گِوگا

gewgaw shop

فروشگاه گِوگا

gewgaw display

نمایش گِوگا

gewgaw trinkets

جواهرات گِوگا

gewgaw gifts

هدیه‌های گِوگا

gewgaw market

بازار گِوگا

gewgaw items

محصولات گِوگا

gewgaw decorations

دکوراسیون گِوگا

gewgaw souvenirs

سوغاتی‌های گِوگا

gewgaw fashion

مد گِوگا

جملات نمونه

she decorated her room with all sorts of gewgaws.

او اتاق خود را با انواع وسایل تزئینی تزیین کرد.

he collects gewgaws from different countries.

او وسایل تزئینی را از کشورهای مختلف جمع آوری می کند.

the market was filled with colorful gewgaws.

بازار پر از وسایل تزئینی رنگارنگ بود.

don't waste your money on those cheap gewgaws.

پول خود را برای آن وسایل تزئینی ارزان هدر ندهید.

her desk was cluttered with gewgaws and trinkets.

میز او مملو از وسایل تزئینی و تزئینات بود.

he has a knack for finding unique gewgaws.

او استعداد پیدا کردن وسایل تزئینی منحصر به فرد را دارد.

the children were fascinated by the gewgaws at the fair.

کودکان مجذوب وسایل تزئینی در نمایشگاه بودند.

she gifted him a gewgaw from her travels.

او به او یک وسیله تزئینی از سفرش هدیه داد.

he proudly displayed his collection of gewgaws.

او به افتخار کلکسیون وسایل تزئینی خود به نمایش گذاشت.

they decided to sell their gewgaws at the garage sale.

آنها تصمیم گرفتند وسایل تزئینی خود را در حراجی بفروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید