gharial

[ایالات متحده]/ˈɡɛəriəl/
[بریتانیا]/ˈɡɛriəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گونه‌ای بزرگ از کروکودیل‌ها که در شبه‌قاره هند یافت می‌شود و به خاطر پوزه بلند و نازک خود شناخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

gharial habitat

زیستگاه گاریال

gharial conservation

حفاظت از گاریال

gharial species

گونه‌های گاریال

gharial population

جمعیت گاریال

gharial breeding

تکثیر گاریال

gharial diet

رژیم غذایی گاریال

gharial behavior

رفتار گاریال

gharial habitat loss

از دست دادن زیستگاه گاریال

gharial rescue

نجات گاریال

gharial research

تحقیقات گاریال

جملات نمونه

the gharial is a unique species of crocodile.

گاوريال يك گونه منحصربه‌فرد از كروكوديل است.

the gharial's long snout is adapted for catching fish.

پوزه بلند گاو‌ريال برای گرفتن ماهی سازگار شده است.

conservation efforts are crucial for the gharial's survival.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای گاو‌ريال بسیار مهم هستند.

gharials can be found in rivers across the indian subcontinent.

گاو‌ريال‌ها را می‌توان در رودخانه‌های شبه‌قاره هند یافت.

the gharial is known for its distinctive appearance.

گاو‌ريال به دلیل ظاهر متمایز خود شناخته شده است.

many tourists visit india to see the gharial in its natural habitat.

بسیاری از گردشگران برای دیدن گاو‌ريال در زیستگاه طبیعی خود به هند سفر می‌کنند.

the gharial's population has decreased significantly over the years.

جمعیت گاو‌ريال در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

efforts to breed gharials in captivity have shown some success.

تلاش‌ها برای پرورش گاو‌ريال در اسارت موفقیت‌هایی به دست آورده‌اند.

the gharial plays a vital role in its ecosystem.

گاو‌ريال نقش حیاتی در اکوسیستم خود ایفا می‌کند.

researchers study the gharial to understand its behavior.

محققان گاو‌ريال را برای درک رفتار آن مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید