gibbons

[ایالات متحده]/'gɪb(ə)n/
[بریتانیا]/'ɡɪbən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میمون انعطاف‌پذیر با بازوهای بلند و پاهای کوتاه، متعلق به خانواده Hylobatidae

جملات نمونه

One of the most famous artists was the English carver Grinling Gibbons.

یکی از مشهورترین هنرمندان، مجسمه‌ساز انگلیسی به نام گرینلینگ گیبونز بود.

A tiny baby siamang (a type of gibbon) sprawls on his mother's stomach at Lowry Park Zoo in Tampa, Florida.

یک بچه سیامانگ کوچک (نوعی میمون) روی شکم مادرش در باغ‌وحش Lowry Park در تامپا، فلوریدا دراز کشیده است.

The gibbon swung gracefully through the trees.

میمون به طور ظریف از میان درختان آویزان شد.

The gibbon's loud calls echoed through the forest.

صدای بلند میمون در جنگل طنین‌انداز بود.

The gibbon's agile movements impressed the visitors at the zoo.

حرکات چابک میمون بازدیدکنندگان باغ‌وحش را تحت تاثیر قرار داد.

The gibbon's habitat is being threatened by deforestation.

زیستگاه میمون به دلیل از بین رفتن جنگل‌ها تهدید می‌شود.

Researchers are studying the behavior of gibbons in the wild.

محققان در حال مطالعه رفتار میمون‌ها در طبیعت هستند.

Gibbons are known for their loud and melodic calls.

میمون‌ها به دلیل صدای بلند و آهنگین خود شناخته می‌شوند.

The gibbon's long arms are adapted for swinging from branch to branch.

بازوهای بلند میمون برای آویزان شدن از شاخه به شاخه سازگار شده‌اند.

Gibbons are highly social animals, often living in family groups.

میمون‌ها حیوانات بسیار اجتماعی هستند و اغلب در گروه‌های خانوادگی زندگی می‌کنند.

Conservation efforts are being made to protect the gibbon population.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از جمعیت میمون‌ها در حال انجام است.

The gibbon's diet consists mainly of fruits, leaves, and insects.

رژیم غذایی میمون عمدتاً از میوه‌ها، برگ‌ها و حشرات تشکیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید