singing

[ایالات متحده]/ˈsɪŋɪŋ/
[بریتانیا]/'sɪŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تولید صداهای موسیقی با صدا؛ عمل آواز خواندن
adj. مربوط به عمل آواز خواندن یا موسیقی
v. تولید صداهای موسیقی با صدا؛ آواز خواندن

عبارات و ترکیب‌ها

singing in harmony

اجرای آواز با هماهنگی

singing contest

مسابقه آواز

singing voice

صدای آواز

group singing

اجرای گروهی آواز

singing group

گروه آواز

antiphonal singing

اجرای آنتیفونی

جملات نمونه

He was singing to the guitar.

او داشت برای گیتار آواز می‌خواند.

She is singing on the air.

او در حال پخش کردن آواز در هواست.

The kettle was singing on the fire.

کتلی روی آتش آواز می خواند.

they clowned the singing of the words.

آنها با تقلید، خواندن کلمات را به نمایش گذاشتند.

Singing is her chief delight.

آواز خواندن لذت اصلی اوست.

The girl is not in the vein for singing today.

امروز حال و هوای دختر برای آواز خواندن مناسب نیست.

They were both singing out of tune.

هر دو از آهنگ خارج شده و آواز می‌خواندند.

birds singing outside the window.

پرندگان در حال آواز خواندن بیرون پنجره هستند.

Sunshine and the singing of birds are cheery.

نور آفتاب و آواز پرندگان دلپذیر است.

Singing is her forte.

آواز خواندن نقطه قوت اوست.

Our monitor kept singing flat.

مانیتور ما به خواندن نت‌های نامناسب ادامه داد.

it wasn't a question of singing flat, but of simply singing the wrong notes.

این مسئله مربوط به خواندن ناهنجار نبود، بلکه صرفاً خواندن نت‌های اشتباه بود.

A singing meet will take place next week.

یک گردهمایی آواز خواندن هفته آینده برگزار خواهد شد.

A close analogy with the art of singing can be made.

می‌توان قیاسی نزدیک با هنر آوازخوانی برقرار کرد.

His style of singing is very virile.

سبک آواز خواندن او بسیار پر جنب و جوش است.

there was much singing and good-natured banter.

آواز خواندن زیاد و شوخی‌های دوستانه وجود داشت.

his singing is the butt of dozens of jokes.

آواز خنده دار او موضوع دوزن شوخی است.

نمونه‌های واقعی

The people joined together in singing a hymn.

مردم گرد هم جمع شدند و شروع به خواندن سرود کردند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Your constant tardiness, your singing. My singing?

تاخیرهای پیوسته‌ات، خوانندگی‌ات. خوانندگی من؟

منبع: The Big Bang Theory Season 3

News flash -- I am not singing.

خبر فوری - من آواز نمی‌خوانم.

منبع: Modern Family - Season 07

Scientists have discovered that Antarctica is singing.

دانشمندان کشف کرده‌اند که قطب جنوب در حال آواز خواندن است.

منبع: BBC Listening Collection October 2018

This is ridiculous. She's not even singing.

این خنده‌دار است. او اصلاً آواز نمی‌خواند.

منبع: Modern Family Season 6

I was too busy singing and dancing.

من خیلی سرمشغلی داشتم که آواز می‌خواندم و می‌رقصیدم.

منبع: Aesop's Fables for Children

Are you still keeping up your singing?

هنوز هم به آواز خواندن ادامه می‌دهی؟

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

He's good at doing the wind singing.

او در انجام آواز باد خوب است.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

He loved dancing and he loved religious singing.

او عاشق رقصیدن بود و عاشق آوازهای مذهبی.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

To make living singing and acting.

برای کسب درآمد از طریق آواز خواندن و بازیگری.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید