gibbousnesses

[ایالات متحده]/ˈɡɪbəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡɪbəsnəsɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت گنبدی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

gibbousnesses observed

مشاهدات مربوط به نیمرخ ها

gibbousnesses increase

افزایش نیمرخ ها

gibbousnesses noted

یادداشت مربوط به نیمرخ ها

gibbousnesses phases

فازهای نیمرخ

gibbousnesses variations

تغییرات نیمرخ

gibbousnesses cycle

چرخه نیمرخ

gibbousnesses effects

اثرات نیمرخ

gibbousnesses analysis

تجزیه و تحلیل نیمرخ

gibbousnesses characteristics

ویژگی های نیمرخ

gibbousnesses phenomena

پدیده های نیمرخ

جملات نمونه

the moon's gibbousnesses can be quite beautiful at night.

نیمرخ‌های ماه می‌توانند در شب بسیار زیبا باشند.

during the gibbousnesses of the moon, tides are affected significantly.

در طول نیمرخ‌های ماه، جزر و مدها به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

astrologers often discuss the gibbousnesses when predicting events.

ستاره شناسان اغلب در هنگام پیش بینی رویدادها در مورد نیمرخ‌های ماه صحبت می کنند.

gibbousnesses are important phases in lunar calendars.

نیمرخ‌ها فازهای مهمی در تقویم‌های قمری هستند.

the gibbousnesses of the moon can inspire poets and artists alike.

نیمرخ‌های ماه می‌توانند همزمان شاعران و هنرمندان را الهام بخشند.

many cultures celebrate the gibbousnesses with festivals.

فرهنگ‌های بسیاری نیمرخ‌های ماه را با جشنواره‌ها جشن می‌گیرند.

understanding the gibbousnesses can enhance your astronomy knowledge.

درک نیمرخ‌ها می‌تواند دانش نجوم شما را افزایش دهد.

she took photos of the moon's gibbousnesses during her trip.

او در طول سفر خود عکس‌هایی از نیمرخ‌های ماه گرفت.

gibbousnesses are often used to mark the passage of time.

اغلب از نیمرخ‌ها برای نشان دادن گذر زمان استفاده می شود.

in folklore, gibbousnesses are seen as omens.

در فولکلور، نیمرخ‌ها به عنوان نشانه‌هایی تلقی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید