roundness

[ایالات متحده]/'raundnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دورانی، تمامیت، صراحت

جملات نمونه

Her hairstyle exaggerates the roundness of her face.

مد مدل موی او، گردی صورتش را اغراق می‌کند.

Ballizing is a method of finishing on internal diameter.It can give improvement in dimensional tolerance, roundness and surface finish.

بال‌سازی روشی برای پرداخت سطح داخلی است. این روش می‌تواند باعث بهبود تلورانس ابعادی، گردی و کیفیت سطح شود.

The roundness of the moon was mesmerizing.

گردی ماه مسحور کننده بود.

She admired the roundness of the baby's chubby cheeks.

او به گردی گونه‌های گود و خوشایند نوزاد خیره شد.

The artist captured the roundness of the fruit in the still life painting.

هنرمند توانست گردی میوه را در نقاشی طبیعت بی‌جان به تصویر بکشد.

The roundness of the vase added elegance to the room.

گردی گلدان ظرافت خاصی به اتاق بخشید.

The roundness of the basketball made it easy to bounce.

گردی توپ بسکتبال باعث می‌شد به راحتی بتوان آن را پرتاب کرد.

Her face had a natural roundness that gave her a youthful appearance.

چهره او دارای گردی طبیعی بود که به او ظاهری جوان می‌داد.

The roundness of the clock made it a unique piece of art.

گردی ساعت آن را به یک اثر هنری منحصر به فرد تبدیل کرد.

The roundness of the table made it perfect for family gatherings.

گردی میز آن را برای دورهمی‌های خانوادگی عالی می‌کرد.

He appreciated the roundness of her laughter.

او از خنده با صدای دلنشین او قدردانی کرد.

The roundness of the Earth can be seen from space.

می‌توان گردی زمین را از فضا دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید