giffen

[ایالات متحده]/ˈɡɪfən/
[بریتانیا]/ˈɡɪfən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نام‌گذاری به کالاهای گیف، کالاهایی فروش‌نشین که تقاضای آن‌ها با افزایش قیمت افزایش می‌یابد
n. نوعی کالای فروش‌نشین که یک کالای اساسی بدون جایگزین نزدیک است، برای آن تقاضا با افزایش قیمت افزایش می‌یابد
شکل‌های واژه
جمعgiffens

عبارات و ترکیب‌ها

has giffen

persian_translation

was giffen

persian_translation

giffening freely

persian_translation

giffen up

persian_translation

never giffen

persian_translation

giffen time

persian_translation

has been giffen

persian_translation

giffen away

persian_translation

giffened completely

persian_translation

is giffening

persian_translation

جملات نمونه

economists have long studied the rare giffen good phenomenon in developing economies.

اقتصاددان‌ها به مدت طولانی پدیده نادر کالای گیفن را در اقتصادهای در حال توسعه مورد مطالعه قرار داده‌اند.

the giffen paradox demonstrates how inferior goods can violate standard demand curves.

پارادوکس گیفن نشان می‌دهد که چگونه کالاهای پایین‌تر می‌توانند منحنی‌های تقاضای استاندارد را نقض کنند.

rising prices for certain staples can trigger giffen behavior among low-income consumers.

افزایش قیمت برخی از اقلام اساسی می‌تواند رفتار گیفن را در مصرف‌کنندگان درآمدهای پایین ایجاد کند.

understanding giffen goods helps policymakers design effective price interventions.

درک کالاهای گیفن به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا تدخلات قیمتی مؤثر طراحی کنند.

traditional economic theory struggles to explain the giffen effect fully.

نظریه‌های اقتصادی سنتی در توضیح کامل اثر گیفن دچار دشواری می‌شوند.

some rice markets exhibit classic giffen commodity characteristics during famines.

برخی بازارهای برنج در زمان هنگام بی‌آبی، ویژگی‌های کلاسیک کالای گیفن را نشان می‌دهند.

the giffen goods demand curve slopes upward instead of downward.

منحنی تقاضای کالای گیفن به سمت بالا می‌رود به جای اینکه به سمت پایین باشد.

researchers continue to debate which products truly qualify as giffen goods.

پژوهشگران همچنان در مورد اینکه کدام محصولات به طور واقعی به عنوان کالای گیفن قلمداد می‌شوند، بحث می‌کنند.

poor households may demonstrate giffen purchasing patterns when staple prices soar.

خانوارهای فقیر ممکن است در زمانی که قیمت اقلام اساسی افزایش می‌یابد، الگوهای خرید گیفن نشان دهند.

the existence of genuine giffen goods remains controversial among economists.

وجود کالاهای گیفن واقعی هنوز در میان اقتصاددان‌ها مورد جدل قرار گرفته است.

historical potato famines in ireland showed potential giffen market dynamics.

بی‌آبی‌های تاریخی سیب‌زمینی در ایرلند نشان دادند که چگونه دینامیک‌های بازار گیفن ممکن است رخ دهد.

theoretical models predict giffen behavior under specific income and substitution constraints.

مدل‌های نظری پیش‌بینی می‌کنند که رفتار گیفن در شرایط درآمدی و جایگزینی خاصی رخ می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید