gilder

[ایالات متحده]/ˈɡɪldə/
[بریتانیا]/ˈɡɪldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگری که ورق طلا یا رنگ طلا را به کار می‌برد؛ شخص یا چیزی که طلاکاری می‌کند
Word Forms
جمعgilders

عبارات و ترکیب‌ها

gold gilder

ورق طلا

gilder's tool

ابزار طلا ساز

gilder's paste

خمیر طلا ساز

gilder's leaf

برگ طلا

gilder's art

هنر طلا سازی

gilder's workshop

کارگاه طلا سازی

gilder's process

فرآیند طلا سازی

gilder's craft

صنعت طلا سازی

gilder's finish

پوشش طلا

gilder's technique

تکنیک طلا سازی

جملات نمونه

the gilder applied gold leaf to the picture frame.

گilder ورقه طلا را روی قاب عکس زد.

she decided to become a gilder after visiting the art studio.

او پس از بازدید از استودیو هنری تصمیم گرفت گilder شود.

the gilder's work added a touch of elegance to the room.

کار گilder ظرافت خاصی به اتاق بخشید.

he learned the techniques of a gilder from his grandfather.

او تکنیک‌های یک گilder را از پدربزرگش یاد گرفت.

the gilder carefully removed any imperfections from the surface.

گilder با دقت هرگونه نقص را از سطح پاک کرد.

many gilder artists showcase their work in local galleries.

بسیاری از هنرمندان گilder آثار خود را در گالری‌های محلی به نمایش می‌گذارند.

she admired the delicate work of the gilder in the museum.

او به کار ظریف گilder در موزه علاقه داشت.

the gilder used a special adhesive to apply the gold.

گilder از یک چسب مخصوص برای چسباندن طلا استفاده کرد.

after training as a gilder, he opened his own workshop.

پس از آموزش به عنوان گilder، او کارگاه خود را باز کرد.

the gilder's tools were neatly arranged on the workbench.

ابزارهای گilder به طور مرتب روی میز کار مرتب شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید