gilding

[ایالات متحده]/ˈɡɪl.dɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɪl.dɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پوشاندن یک لایه نازک از طلا یا ماده‌ای شبیه طلا؛ یک لایه زینتی یا ظاهری که فریبنده است
v. پوشاندن چیزی با یک لایه نازک از طلا یا جذاب‌تر کردن آن

عبارات و ترکیب‌ها

gilding the lily

تزئین بیش از حد

gilding technique

تکنیک طلاکاری

gilding metal

فلز طلاکاری

gilding process

فرآیند طلاکاری

gilding art

هنر طلاکاری

gilding leaf

برگ طلا

gilding finish

پوشش طلاکاری

gilding layer

لایه طلاکاری

gilding effect

اثر طلاکاری

gilding surface

سطح طلاکاری

جملات نمونه

the artist is known for her gilding techniques.

هنرمند به خاطر تکنیک‌های طلاکاری‌اش شناخته شده است.

gilding the edges of the book gives it a luxurious look.

طلاکاری لبه‌های کتاب به آن ظاهری لوکس می‌دهد.

he used gilding to enhance the picture frame.

او از طلاکاری برای افزایش زیبایی قاب عکس استفاده کرد.

gilding can transform ordinary objects into works of art.

طلاکاری می‌تواند اشیاء معمولی را به آثار هنری تبدیل کند.

the gilding on the statue has faded over time.

طلاکاری مجسمه در طول زمان محو شده است.

she admired the gilding on the antique mirror.

او طلاکاری آینه قدیمی را تحسین کرد.

gilding is often used in interior design to add elegance.

طلاکاری اغلب در طراحی داخلی برای افزودن ظرافت استفاده می‌شود.

they applied gilding to the ceiling to create a stunning effect.

آنها طلاکاری را روی سقف اعمال کردند تا جلوه‌ای خیره‌کننده ایجاد کنند.

gilding can be a delicate process that requires skill.

طلاکاری می‌تواند یک فرآیند ظریف باشد که نیاز به مهارت دارد.

the gilding on her jewelry sparkled in the sunlight.

طلاکاری جواهراتش در نور خورشید می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید