gilke

[ایالات متحده]/ˈɡɪl ki/
[بریتانیا]/ˈɡɪl ki/

ترجمه

n. یک نام خانوادگی یا نام کلیه.
شکل‌های واژه
جمعgilkes

عبارات و ترکیب‌ها

gilked

ترجمه فارسی

gilkes

ترجمه فارسی

to gilke

ترجمه فارسی

gilke now

ترجمه فارسی

gilked it

ترجمه فارسی

جملات نمونه

the gilke project has exceeded all expectations this quarter.

پروژه گیلک در این فصل تمام انتظارات را را فراتر گذاشته است.

we need to discuss the gilke strategy before the meeting.

ما باید قبل از جلسه استراتژی گیلک را بحث کنیم.

the gilke system requires regular maintenance and updates.

سیستم گیلک نیاز به نگهداری و به‌روزرسانی منظم دارد.

many customers have praised the new gilke features.

بیشتر مشتریان ویژگی‌های جدید گیلک را ستایش کرده‌اند.

the gilke team is working on a breakthrough innovation.

تیم گیلک روی یک نوآوری شگفت‌آور کار می‌کند.

our competitors have tried to copy the gilke model.

رقیب‌های ما سعی کرده‌اند مدل گیلک را کپی کنند.

the gilke framework provides excellent flexibility.

چارچوب گیلک انعطاف‌پذیری بسیار خوبی ارائه می‌دهد.

investors are showing strong interest in gilke technology.

سرمایه‌گذاران علاقه‌ی قوی‌ای به فناوری گیلک نشان می‌دهند.

the gilke conference will take place next month in shanghai.

کنفرانس گیلک ماه آینده در شanghai برگزار خواهد شد.

we should analyze the gilke data before making decisions.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری داده‌های گیلک را تحلیل کنیم.

the gilke department has hired several new specialists.

بخش گیلک چند متخصص جدید استخدام کرده است.

our gilke partnership has proven very successful.

همکاری گیلک ما ثابت کرده است که بسیار موفق بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید