gimble

[ایالات متحده]/ˈdʒɪmb(ə)l/
[بریتانیا]/ˈdʒɪmbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفصل یونیورسال

عبارات و ترکیب‌ها

gimble joint

مفصل گیمبل

gimble lock

قفل گیمبل

gimble system

سیستم گیمبل

gimble support

نگهدارنده گیمبل

gimble mount

مونتاژ گیمبل

gimble mechanism

مکانیزم گیمبل

gimble axis

محور گیمبل

gimble platform

پلتفرم گیمبل

gimble bearing

یاتاقان گیمبل

gimble frame

قاب گیمبل

جملات نمونه

he decided to gimble the old clock to make it work again.

او تصمیم گرفت ساعت قدیمی را دوباره راه اندازی کند.

they used a special tool to gimble the camera for better stability.

آنها از یک ابزار خاص برای تثبیت دوربین استفاده کردند.

to achieve the perfect shot, you need to gimble the tripod properly.

برای گرفتن عکس عالی، باید سه‌ پایه را به درستی تثبیت کنید.

she learned how to gimble the drone for smooth aerial footage.

او یاد گرفت که چگونه پهپاد را برای فیلمبرداری هوایی روان تثبیت کند.

the engineer had to gimble the mechanism to improve its performance.

مهندس باید مکانیسم را برای بهبود عملکرد آن تثبیت کرد.

when filming, always remember to gimble your equipment for the best results.

هنگام فیلمبرداری، همیشه به یاد داشته باشید که تجهیزات خود را برای بهترین نتیجه تثبیت کنید.

he carefully gimble the steering wheel to ensure a smooth drive.

او با دقت فرمان را تثبیت کرد تا رانندگی روان باشد.

the technician needed to gimble the audio equipment for clearer sound.

تکنسین نیاز داشت تجهیزات صوتی را برای صدای واضح تر تثبیت کند.

they had to gimble the model to fit the new design specifications.

آنها مجبور شدند مدل را برای مطابقت با مشخصات طراحی جدید تثبیت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید