gingering

[ایالات متحده]/ˈdʒɪndʒərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɪndʒərɪŋ/

ترجمه

n. زنجبیل؛ رنگ زنجبیلی؛ انرژی؛ طعم زنجبیل؛ (زنجبیل) نام شخصی؛ (Fr) رنری؛ (Br) جینج
v. طعم‌دار کردن با زنجبیل؛ تقویت کردن کسی
adj. رنگ زنجبیلی

عبارات و ترکیب‌ها

gingering up

در حال افزودن زنجبیل

gingering tea

چای زنجبیل

gingering process

فرآیند زنجبیل

gingering flavor

طعم زنجبیل

gingering agent

عامل زنجبیل

gingering recipe

دستور العمل زنجبیل

gingering benefits

فواید زنجبیل

gingering spice

ادویه زنجبیل

gingering extract

عصاره زنجبیل

gingering drink

نوشیدنی زنجبیل

جملات نمونه

gingering the recipe will add a unique flavor to the dish.

اضافه کردن زنجبیل به دستور غذا طعم منحصر به فردی به غذا می‌دهد.

she enjoys gingering her tea with fresh ginger.

او از اضافه کردن زنجبیل تازه به چای خود لذت می‌برد.

gingering the conversation helped lighten the mood.

اضافه کردن زنجبیل به گفتگو به روشن شدن فضا کمک کرد.

he is gingering his workout routine to make it more exciting.

او برای جذاب‌تر کردن، روتین تمرینی خود را با زنجبیل ترکیب می‌کند.

gingering the presentation with visuals kept the audience engaged.

اضافه کردن تصاویر به ارائه، مخاطبان را درگیر نگه داشت.

they are gingering the project with innovative ideas.

آنها پروژه را با ایده‌های نوآورانه با زنجبیل ترکیب می‌کنند.

gingering the playlist with new songs can refresh your mood.

اضافه کردن آهنگ‌های جدید به لیست پخش می‌تواند حال و هوای شما را تازه کند.

gingering the old traditions can attract younger generations.

احیای سنت‌های قدیمی می‌تواند نسل‌های جوان‌تر را جذب کند.

she is gingering her garden with colorful flowers.

او باغ خود را با گل‌های رنگارنگ با زنجبیل ترکیب می‌کند.

gingering the marketing strategy led to increased sales.

اضافه کردن زنجبیل به استراتژی بازاریابی منجر به افزایش فروش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید