gingival

[ایالات متحده]/ˈdʒɪn.dʒɪ.vəl/
[بریتانیا]/ˈdʒɪn.dʒɪ.vəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به لثه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

gingival health

سلامت لثه

gingival inflammation

التهاب لثه

gingival tissue

بافت لثه

gingival margin

حاشیه لثه

gingival disease

بیماری لثه

gingival bleeding

خونریزی لثه

gingival pocket

کیف لثوی

gingival recession

پس رفتگی لثه

gingival biopsy

بیوپسی لثه

gingival overgrowth

افزایش بیش از حد لثه

جملات نمونه

gingival inflammation can lead to serious dental issues.

التهاب لثه می تواند منجر به مشکلات دندانی جدی شود.

regular brushing helps maintain gingival health.

مسواک زدن منظم به حفظ سلامت لثه کمک می کند.

gingival recession exposes the roots of the teeth.

پس رفتگی لثه ریشه دندان ها را نمایان می کند.

patients with gingival disease require special care.

بیماران مبتلا به بیماری لثه به مراقبت ویژه نیاز دارند.

gingival bleeding is a common symptom of gum disease.

خونریزی لثه یک علامت شایع بیماری لثه است.

the dentist recommended a gingival treatment plan.

دندانپزشک یک برنامه درمانی لثه توصیه کرد.

gingival tissue plays a crucial role in oral health.

بافت لثه نقش مهمی در سلامت دهان و دندان دارد.

improper flossing can irritate gingival tissues.

استفاده نادرست از نخ دندان می تواند بافت لثه را تحریک کند.

gingival surgery may be necessary for severe cases.

جراحی لثه ممکن است در موارد شدید ضروری باشد.

maintaining good gingival hygiene is essential for everyone.

حفظ بهداشت خوب لثه برای همه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید