palatal

[ایالات متحده]/ˈpæl.ə.təl/
[بریتانیا]/ˈpæl.ə.təl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای پالاتال؛ همخوان پالاتال
adj. مربوط به کام؛ پالاتال (اشاره به صداها)

عبارات و ترکیب‌ها

palatal consonant

همخوان کامشی

palatal sound

صدای کامشی

palatalization process

فرآیند کامشه‌شدگی

palatal fricative

مصوت پالاتی

palatal vowel

حرف مصوتی کامشی

palatal ridge

شیپ کامش

palatal area

ناحیه‌ی کامش

palatal articulation

آهنگ‌سازی کامشی

palatal feature

ویژه‌ی کامشی

palatal closure

بسته شدن کامشی

جملات نمونه

the palatal sounds are important in phonetics.

واکنش‌های کامشی در آواشناسی مهم هستند.

she has a palatalized pronunciation of certain letters.

او تلفظ پالاتیزه ای از برخی حروف دارد.

palatalization can change the meaning of words.

پالاتیزه شدن می تواند معنای کلمات را تغییر دهد.

in linguistics, palatal consonants are often studied.

در زبان‌شناسی، صامت‌های کامشی اغلب مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

he demonstrated palatal articulation in his speech.

او نحوه تلفظ کامشی را در گفتار خود نشان داد.

palatal fricatives are less common in english.

صامت‌های کامشی انگلی در انگلیسی کمتر رایج هستند.

understanding palatal features can help language learners.

درک ویژگی‌های کامشی می تواند به زبان آموزان کمک کند.

palatal adjustments are necessary for some dental treatments.

تنظیمات کامشی برای برخی از درمان های دندانپزشکی ضروری است.

he studied the palatal aspects of the dialect.

او به جنبه های کامشی گویش پرداخت.

palatal vowels can be challenging for non-native speakers.

حروف مصوتی کامشی می تواند برای غیر بومی زبان ها چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید