ginning

[ایالات متحده]/ˈdʒɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند جدا کردن پنبه؛ فرآیند جدا کردن گل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

beginning of

شروع

new beginning

شروع جدید

at the beginning

در ابتدای

beginning stages

مراحل ابتدایی

beginning part

قسمت ابتدایی

beginning soon

به زودی شروع خواهد شد

beginning again

دوباره شروع کردن

beginning today

شروع امروز

beginning now

حالا شروع کنید

beginning phase

فاز ابتدایی

جملات نمونه

she is ginning cotton at the local farm.

او در حال گینی پنبه در مزرعه محلی است.

the ginning process is essential for producing quality fabric.

فرآیند گینی برای تولید پارچه با کیفیت ضروری است.

they invested in new ginning equipment to improve efficiency.

آنها برای بهبود کارایی در تجهیزات گینی جدید سرمایه گذاری کردند.

ginning is a critical step in the cotton production chain.

گینی یک مرحله حیاتی در زنجیره تولید پنبه است.

farmers often face challenges during the ginning season.

کشاورزان اغلب در طول فصل گینی با چالش هایی روبرو هستند.

we visited a ginning factory to learn about the process.

ما از یک کارخانه گینی بازدید کردیم تا در مورد این فرآیند اطلاعات کسب کنیم.

ginning helps separate the fibers from the seeds.

گینی به جداسازی الیاف از دانه ها کمک می کند.

there are different methods of ginning used worldwide.

روش های مختلف گینی در سراسر جهان استفاده می شود.

the quality of ginning affects the final product.

کیفیت گینی بر محصول نهایی تأثیر می گذارد.

ginning technology has advanced significantly in recent years.

فناوری گینی در سال های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید