girasol

[ایالات متحده]/ˌdʒɪərəˈsɒl/
[بریتانیا]/ˌdʒɪrəˈsɑl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی اوپال که به خاطر بازی رنگ‌هایش شناخته شده است
شکل‌های واژه
جمعgirasols

عبارات و ترکیب‌ها

girasol oil

روغن آفتابگردان

girasol seeds

دانه‌های آفتابگردان

girasol flower

گل آفتابگردان

girasol plant

گیاه آفتابگردان

girasol petals

گلبرگ‌های آفتابگردان

girasol fields

مزارع آفتابگردان

girasol bouquet

بوکه آفتابگردان

girasol arrangement

چیدمان آفتابگردان

girasol decor

دکور آفتابگردان

girasol art

هنر آفتابگردان

جملات نمونه

the girasol flower turns to follow the sun.

گل آفتابگردان به دنبال خورشید می‌چرخد.

girasol seeds are a popular snack.

دانه‌های آفتابگردان یک میان وعده محبوب هستند.

in the garden, the girasol blooms brightly.

در باغ، گل آفتابگردان به طور چشمگیری شکوفا می‌شود.

girasol oil is used in many recipes.

روغن آفتابگردان در بسیاری از دستور العمل‌ها استفاده می‌شود.

the girasol symbolizes warmth and happiness.

گل آفتابگردان نماد گرما و شادی است.

children love to draw girasol flowers.

بچه ها عاشق نقاشی گل های آفتابگردان هستند.

girasol plants require plenty of sunlight.

گیاهان آفتابگردان به مقدار زیادی نور خورشید نیاز دارند.

she decorated her room with girasol-themed art.

او اتاق خود را با هنر با تم آفتابگردان تزئین کرد.

girasol is often associated with summer.

آفتابگردان اغلب با تابستان مرتبط است.

we planted girasol in our backyard.

ما آفتابگردان را در حیاط پشتی خود کاشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید