girths

[ایالات متحده]/ɡɜːθs/
[بریتانیا]/ɡɜrθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندازه‌گیری در اطراف وسط چیزی؛ یک بند که دور بدن اسب می‌پیچد تا زین را در جای خود نگه دارد؛ بدن یا کمر یک شخص

عبارات و ترکیب‌ها

large girths

حلقه‌های بزرگ

small girths

حلقه‌های کوچک

girths measurement

اندازه‌گیری حلقه‌ها

girths comparison

مقایسه حلقه‌ها

girths increase

افزایش حلقه‌ها

girths decrease

کاهش حلقه‌ها

girths chart

نمودار حلقه‌ها

girths analysis

تجزیه و تحلیل حلقه‌ها

girths data

اطلاعات حلقه‌ها

girths range

محدوده حلقه‌ها

جملات نمونه

the girths of the horses were measured before the race.

اندازه‌های girth اسب‌ها قبل از مسابقه اندازه‌گیری شد.

he adjusted the girths to ensure the saddle was secure.

او girth ها را تنظیم کرد تا از محکم بودن زین اطمینان حاصل کند.

different breeds of horses have varying girths.

نژادهای مختلف اسب‌ها girth های متفاوتی دارند.

the girths of the trees in the forest were impressive.

girth درختان در جنگل چشمگیر بود.

she noted the girths of the fabric before cutting.

او قبل از برش، girth پارچه را یادداشت کرد.

measuring the girths is essential for proper fitting.

اندازه‌گیری girth برای تناسب مناسب ضروری است.

the girths of the barrels were checked for quality control.

girth بشکه‌ها برای کنترل کیفیت بررسی شد.

he used a tape measure to calculate the girths of the objects.

او از یک خط‌کش برای محاسبه girth اشیاء استفاده کرد.

the girths of the ropes were important for the construction project.

girth طناب‌ها برای پروژه ساختمانی مهم بود.

understanding the girths of various materials helps in design.

درک girth مواد مختلف به طراحی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید