glamorisation

[ایالات متحده]/ˌɡlæməraɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɡlæmərɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. عمل جذاب‌تر یا دلپذیرتر کردن چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social glamorisation

تبلیغاتی اجتماعی

glamorisation of beauty

تبلیغ زیبایی

media glamorisation

تبلیغات رسانه ای

glamorisation of success

تبلیغ موفقیت

glamorisation of wealth

تبلیغ ثروت

glamorisation of fame

تبلیغ شهرت

glamorisation in advertising

تبلیغات در تبلیغات

glamorisation of lifestyle

تبلیغ سبک زندگی

glamorisation of youth

تبلیغ جوانی

glamorisation of fashion

تبلیغ مد

جملات نمونه

the glamorisation of celebrity culture can be misleading.

تبلیغ چهره‌های مشهور می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

many films contribute to the glamorisation of violence.

بسیاری از فیلم‌ها در ترویج خشونت نقش دارند.

there is a glamorisation of wealth in social media.

در رسانه‌های اجتماعی، ترویج ثروت وجود دارد.

critics argue that glamorisation can distort reality.

منتقدان استدلال می‌کنند که ترویج می‌تواند واقعیت را تحریف کند.

the glamorisation of unhealthy lifestyles is concerning.

تبلیغ سبک زندگی ناسالم نگران‌کننده است.

they discussed the glamorisation of war in popular media.

آنها در مورد ترویج جنگ در رسانه‌های محبوب بحث کردند.

her book critiques the glamorisation of consumerism.

کتاب او ترویج مصرف‌گرایی را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

the glamorisation of fitness can lead to unrealistic expectations.

تبلیغ تناسب اندام می‌تواند منجر به ایجاد انتظارات غیرواقعی شود.

art often involves the glamorisation of everyday life.

هنر اغلب شامل ترویج زندگی روزمره است.

there is a glamorisation of youth in advertising.

در تبلیغات، ترویج جوانی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید