glamourisation

[ایالات متحده]/ˈɡlæməraɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˈɡlæmərɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرایند جلوه‌گری یا جذابیت ظاهری چیزی؛ عمل افزودن جلوه‌گری یا جذابیت به چیزی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

consumer glamourisation

زیبایی‌سازی مصرف‌کننده

media glamourisation

زیبایی‌سازی رسانه‌ای

cultural glamourisation

زیبایی‌سازی فرهنگی

lifestyle glamourisation

زیبایی‌سازی سبک زندگی

brand glamourisation

زیبایی‌سازی برند

glamourisation of violence

زیبایی‌سازی خشونت

glamourisation of war

زیبایی‌سازی جنگ

glamourisation of crime

زیبایی‌سازی جرم

glamourisation of poverty

زیبایی‌سازی فقر

glamourisation of smoking

زیبایی‌سازی سیگار کشیدن

جملات نمونه

the glamourisation of violence in video games has sparked controversy among parents.

گلوری‌بخشی به خشونت در بازی‌های ویدئویی میان والدین به بحث و گفت‌وگویی ایجاد کرده است.

critics argue that the glamourisation of drug culture in music videos sends wrong messages to youth.

انتقادات می‌گویند گلوری‌بخشی به فرهنگ مواد مخدر در ویدئوهای موسیقی پیام‌های اشتباهی به نوجوانان می‌فرستد.

the glamourisation of thinness in fashion magazines contributes to eating disorders.

گلوری‌بخشی به لاغری در مجلات مد به اختلالات خوراکی کمک می‌کند.

we must address the glamourisation of criminal behavior in popular media.

ما باید به گلوری‌بخشی به رفتارهای جنایی در رسانه‌های محبوب پاسخ دهیم.

the glamourisation of war in action films desensitizes viewers to real conflict.

گلوری‌بخشی به جنگ در فیلم‌های اکشن باعث غفلت ناظرین از درگیری واقعی می‌شود.

social media plays a significant role in the glamourisation of unrealistic beauty standards.

رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در گلوری‌بخشی به استانداردهای زیبایی غیر واقعی دارد.

the glamourisation of wealth on television creates false expectations among viewers.

گلوری‌بخشی به ثروت در تلویزیون انتظارات نادرستی میان ناظرین ایجاد می‌کند.

historians warn against the glamourisation of colonial era atrocities.

تاریخ‌دانان علیه گلوری‌بخشی به جنایات دوره استعماری هشدار می‌دهند.

the glamourisation of toxic masculinity in media needs to stop.

گلوری‌بخشی به مردانگی سمی در رسانه‌ها باید متوقف شود.

parents are concerned about the glamourisation of risky behaviors in teen dramas.

والدین نگران گلوری‌بخشی به رفتارهای خطرناک در دрамاهای نوجوانان هستند.

the glamourisation of fast food advertising contributes to childhood obesity.

گلوری‌بخشی به تبلیغات غذاهای سریع به چاقی کودکان کمک می‌کند.

the glamourisation of smoking in classic films influenced generations of smokers.

گلوری‌بخشی به کشیدن سیگار در فیلم‌های کلاسیک نسل‌های زیادی از کسانی که سیگار می‌کشند را تحت تأثیر قرار داد.

the glamourisation of celebrity lifestyles on social media leads to materialism.

گلوری‌بخشی به سبک زندگی ستارگان در رسانه‌های اجتماعی به مادیگری منجر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید