glamourizing

[ایالات متحده]/ˈɡlæməraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡlæmərˌaɪzɪŋ/

ترجمه

vt. چیزی را جذاب یا دلپذیر کردن؛ برای افزایش شکوه یا اعتبار؛ به شیوه‌ای جذاب ارائه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

glamourizing life

زیستن پر زرق و برق

glamourizing fashion

مد پر زرق و برق

glamourizing beauty

زیبایی پر زرق و برق

glamourizing culture

فرهنگ پر زرق و برق

glamourizing art

هنر پر زرق و برق

glamourizing lifestyle

سبک زندگی پر زرق و برق

glamourizing success

موفقیت پر زرق و برق

glamourizing travel

سفر پر زرق و برق

glamourizing relationships

روابط پر زرق و برق

glamourizing events

رویدادهای پر زرق و برق

جملات نمونه

she is glamourizing her life on social media.

او زندگی خود را در رسانه های اجتماعی جذاب جلوه می دهد.

glamourizing the struggles can mislead people.

جذاب جلوه دادن مشکلات می تواند مردم را گمراه کند.

he was accused of glamourizing violence in his films.

اتهام وارد شد که او خشونت را در فیلم هایش جذاب جلوه می دهد.

many advertisements are glamourizing unrealistic beauty standards.

تبلیغات زیادی در حال جذاب جلوه دادن استانداردهای زیبایی غیرواقعی هستند.

glamourizing poverty can create false narratives.

جذاب جلوه دادن فقر می تواند داستان های نادرست ایجاد کند.

they are glamourizing the idea of living off the grid.

آنها در حال جذاب جلوه دادن ایده زندگی خارج از شبکه هستند.

her book is accused of glamourizing toxic relationships.

کتاب او به جذاب جلوه دادن روابط سمی متهم شده است.

glamourizing fame can lead to unhealthy aspirations.

جذاب جلوه دادن شهرت می تواند منجر به آرزوهای ناسالم شود.

critics argue that the show is glamourizing crime.

منتقدان استدلال می کنند که برنامه در حال جذاب جلوه دادن جرم است.

glamourizing travel can overlook the challenges of it.

جذاب جلوه دادن سفر می تواند چالش های آن را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید