romanticizing reality
زیبا جلوهگری واقعیت
romanticizing history
زیبا جلوهگری تاریخ
romanticizing love
زیبا جلوهگری عشق
romanticizing nature
زیبا جلوهگری طبیعت
romanticizing life
زیبا جلوهگری زندگی
romanticizing art
زیبا جلوهگری هنر
romanticizing pain
زیبا جلوهگری درد
romanticizing memories
زیبا جلوهگری خاطرات
romanticizing dreams
زیبا جلوهگری رویاها
romanticizing youth
زیبا جلوهگری جوانی
they are romanticizing the past in their stories.
آنها در داستانهای خود گذشته را بیش از حد و غیرواقعی جلوه میدهند.
she has a tendency to romanticize everyday life.
او تمایلی به اغراق و زیباتر نشان دادن زندگی روزمره دارد.
many films romanticize the idea of love at first sight.
فیلمهای زیادی ایده عشق در نگاه اول را اغراقآمیز نشان میدهند.
he enjoys romanticizing his travels through poetry.
او از زیباتر جلوه دادن سفرهایش در شعر لذت میبرد.
romanticizing hardship can make it seem more bearable.
زیباتر جلوه دادن سختیها میتواند باعث شود که آنها قابل تحملتر به نظر برسند.
they are romanticizing the simplicity of rural life.
آنها سادگی زندگی روستایی را بیش از حد و غیرواقعی جلوه میدهند.
some authors romanticize the struggles of their characters.
برخی از نویسندگان مبارزات شخصیتهای خود را اغراقآمیز نشان میدهند.
romanticizing war can lead to a misunderstanding of its realities.
زیباتر جلوه دادن جنگ میتواند منجر به درک نادرست از واقعیتهای آن شود.
she finds joy in romanticizing her childhood memories.
او از زیباتر جلوه دادن خاطرات دوران کودکی خود لذت میبرد.
romanticizing nature can inspire a deeper appreciation for the environment.
زیباتر جلوه دادن طبیعت میتواند الهامبخش قدردانی بیشتر از محیط زیست شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید