glazed

[ایالات متحده]/glezd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان مانند شیشه; صاف; پوشیده شده با لعاب
v. پوشاندن با یک ماده شبیه شیشه; اعمال لعاب

عبارات و ترکیب‌ها

glazed donut

خرابه‌ای شکرپوش

glazed ham

ژامبوی با پوشش براق

glazed eyes

چشم‌های براق

glazed ceramics

سرامیک لعاب‌دار

glazed windows

پنجره‌های لعاب‌دار

glazed tile

کاشی لعاب‌دار

glazed pottery

گلدان لعاب‌دار

glazed porcelain

سرامیک پرسلن لعاب‌دار

glazed brick

آجر لعاب‌دار

جملات نمونه

the verandas were glazed in .

نماها با لعاب پوشیده شده بودند.

His eyes glazed over from boredom.

چشمانش از کسالت منزجر شدند.

windows can be glazed using laminated glass.

می‌توان از شیشه لمینت برای لعاب‌کاری پنجره‌ها استفاده کرد.

new potatoes which had been glazed in mint-flavoured butter.

سیب‌زمینی‌های جدید که با کره با طعم نعناع لعاب داده شده بودند.

His eyes glazed over and gradually he fell unconscious.

چشمانش منزجر شدند و به تدریج از هوش رفت.

His eyes glazed over at the sight of her.

با دیدن او، چشمانش منزجر شدند.

As a non-glazed type,boccaro ware achieves its visual effect from its form and structure rather than the decorations of glazed, colored drawing.

به عنوان یک نوع غیر لعاب‌دار، کالای بوکارو جلوه بصری خود را از شکل و ساختار خود به دست می‌آورد، نه از تزئینات نقاشی رنگی لعاب‌دار.

The Imitation Ancients Brick are usually called the Glazed Tile, which idiosome might be porcelain , these're mainstream .

آجر تقلبی باستان معمولاً به عنوان کاشی لعاب‌دار شناخته می‌شود که ممکن است نوعی سرامیک باشد، اینها جریان اصلی هستند.

The consummate and facile lines,the succinct designs,the high-quality glazed material,which can keep velvet and bright for a long fem,make the fussy work of balneary cleaning easily.

خطوط کامل و آسان، طرح های مختصر، مواد با کیفیت بالا که می تواند مخمل و درخشش را برای مدت طولانی حفظ کند، کار شستشوی خسته کننده را به راحتی انجام می دهد.

The most important products of the period were peachbloom, Langyao-red (oxblood or sang de boeuf), sky-blue, and green-glazed wares.

مهم‌ترین محصولات آن دوره، گل‌سرخ، سرخ‌رنگ لانگ‌یاو (خون گاو نر یا سانگ دو بوئف)، آبی آسمانی و ظروف لعاب‌دار سبز بودند.

Redware artistic hanging plate is the union of handwriting,painting and device.By combining engrave treatment and glazed pottery,It forms a unique modern pottery style.

صفحه آویزان هنری قرمز ترکیبی از خوشنویسی، نقاشی و طرح است. با ترکیب درمان حکاکی و سفال لعاب‌دار، یک سبک سفال مدرن منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

The main reason that causes early failure of glared tile die block is found through analysing.The analysing has some guiding functions for ingrowing using life of the glazed tile die block。

علت اصلی خرابی زودرس قالب کاشی لعاب‌دار از طریق تجزیه و تحلیل شناسایی شده است. تجزیه و تحلیل دارای توابع هدایت‌کننده برای افزایش طول عمر قالب کاشی لعاب‌دار است.

The mountain boiled with demonic energy, glazed with flickering broken-cloud light, the wind combed the grass and drew from the damaged krummholz and slit rock a bestial drone.

کوه با انرژی شیطانی می‌جوشید، با نورهای سوسوزننده و شکسته ابر پوشیده شده بود، باد علف‌ها را شانه می‌کرد و از چوب‌های شکسته و سنگ‌های شکافدار، یک صدای وحشیانه بیرون می‌کشید.

Ceramic Floor Tiles, Quarry Tiles, Glazed Guarry Tile, Countertop and Backsplash Tiles, Handpainted Tiles, Marble Tiles, Marble Borders, and Tumbled Borders Marble

کفپوش سرامیکی، کاشی های خاکی، کاشی خاکی شیشه ای، کاشی های روی پیشخوان و پشت کاشی، کاشی های دست ساز، کاشی های مرمر، مرزهای مرمر و مرزهای مرمر تیره.

Culture of 5 % ;writes office to use paper (hectograph paper, book writes paper, electrostatic duplicating paper, computer to print paper, glazed paper to wait) 110 thousand tons, occupy life of 5 % ;

مصرف کاغذ (کاغذ هکتوگراف، کاغذ نوشتنی کتاب، کاغذ کپی الکترواستاتیک، کاغذ چاپ کامپیوتر، کاغذ لعاب‌دار و غیره) در دفتر 110 هزار تن، 5 درصد از طول عمر را اشغال می‌کند.

نمونه‌های واقعی

This would have helped the pots to retain water, as they weren't glazed.

این موضوع به حفظ آب در ظروف کمک می‌کرد، زیرا لعاب‌کاری نشده بودند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

She glazed the pottery and waited for it to dry.

او سفال را لعاب‌کاری کرد و منتظر خشک شدن آن ماند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

This would have helped the pots to retain water, as they were glazed.

این موضوع به حفظ آب در ظروف کمک می‌کرد، زیرا لعاب‌کاری شده بودند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

He doesn't seem to be breathing and his eyes are glazed over.

به نظر نمی‌رسد که او نفس بکشد و چشمانش حالت خیرگی دارد.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Hermione's face was glazed with tears, but Ginny was no longer crying.

صورت هرمیون با اشک‌ها پوشیده شده بود، اما گینی دیگر گریه نمی‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Sticky glazed pork, but, some of these veg all kind of through it.

ماهی پگ چسبناک و لعاب‌دار، اما برخی از این سبزیجات آن را دور می‌ریختند.

منبع: Gourmet Base

" You're not telling me you enjoyed it? " Ron said quietly, turning a glazed face towards Hermione.

«تو به من نمی‌گویی که از آن لذت بردی؟» رون به آرامی گفت و با چهره‌ای خیره به سمت هرمیون چرخید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

I like those things too. But I'm a sucker for chocolate, as well as plain glazed doughnuts.

من هم آن چیزها را دوست دارم. اما من عاشق شکلات هستم، به غیر از دونات‌های ساده و لعاب‌دار.

منبع: English PK Platform - Authentic American English Audio Version

The mayor of Danberry, Connecticut called it Icezilla. Freezing rain glazed parts of the region over the weekend.

شهردار دانبری، کانکتیکت، آن را Icezilla نامید. بارش یخبندان در طول آخر هفته بخش‌هایی از منطقه را پوشاند.

منبع: CNN Highlights January 2015 Collection

He wore a glazed hat, an ancient boat-cloak, and shoes; his brass buttons bearing an anchor upon their face.

او یک کلاه لعاب‌دار، یک شنل قایق باستانی و کفش پوشیده بود؛ دکمه‌های برنجی او دارای لنگر روی صورتشان بودند.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید