stumbles

[ایالات متحده]/ˈstʌmbəlz/
[بریتانیا]/ˈstʌmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناهماهنگ راه رفتن؛ لغزش یا از دست دادن تعادل؛ در حین صحبت کردن یا اجرا کردن اشتباه کردن؛ لکنت یا تردید در صحبت کردن
n. یک خطا

عبارات و ترکیب‌ها

stumbles upon

به طور اتفاقی کشف می‌کند

stumbles through

از میان می‌گذرد

stumbles back

عقب‌نشینی می‌کند

stumbles forward

به جلو می‌افتد

stumbles away

دور می‌شود

stumbles into

وارد می‌شود

stumbles across

به طور اتفاقی با آن برخورد می‌کند

stumbles over

بر روی آن می‌افتد

stumbles down

به پایین می‌افتد

stumbles along

در طول مسیر می‌افتد

جملات نمونه

he stumbles over his words during the presentation.

او در طول ارائه صحبت‌هایش را به هم می‌ریزد.

she stumbles upon an old photograph in the attic.

او در زیرشیرآزی یک عکس قدیمی پیدا می‌کند.

the child stumbles while learning to walk.

کودک در حین یادگیری راه رفتن زمین می‌خورد.

he often stumbles when he is nervous.

او اغلب زمانی که عصبی است، دچار لغزش کلامی می‌شود.

she stumbles through the dark trying to find the light switch.

او در تاریکی به دنبال کلید چراغ می‌گردد و به اطراف سر می‌خورد.

the team stumbles in the final minutes of the game.

تیم در دقایق پایانی بازی شکست می‌خورد.

he stumbles across a hidden talent for painting.

او به طور اتفاقی استعداد پنهان نقاشی کشف می‌کند.

she stumbles when trying to explain her ideas.

او در تلاش برای توضیح ایده‌هایش دچار مشکل می‌شود.

the hiker stumbles on the rocky trail.

کوهنورد در مسیر سنگی زمین می‌خورد.

he stumbles into an unexpected conversation.

او به طور ناگهانی وارد یک مکالمه غیرمنتظره می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید