glimmerings

[ایالات متحده]/ˈɡlɪmərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡlɪmərɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور کم رنگ یا مقدار کمی از نور؛ نشانه‌ها یا جلوه‌های مبهم یا جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

faint glimmerings

درخشش‌های کم‌رنگ

dim glimmerings

درخشش‌های کم‌نور

subtle glimmerings

درخشش‌های ظریف

hopeful glimmerings

درخشش‌های امیدوارکننده

hidden glimmerings

درخشش‌های پنهان

bright glimmerings

درخشش‌های روشن

early glimmerings

درخشش‌های اولیه

gentle glimmerings

درخشش‌های ملایم

mysterious glimmerings

درخشش‌های مرموز

flickering glimmerings

درخشش‌های سوسوزن

جملات نمونه

there were glimmerings of hope in the dark times.

در زمان‌های تاریک، نشانه‌هایی از امید وجود داشت.

the glimmerings of dawn broke over the horizon.

نشانه‌های طلوع خورشید بر افق ظاهر شد.

she noticed the glimmerings of stars in the night sky.

او نشانه‌های ستارگان را در آسمان شب متوجه شد.

his eyes held glimmerings of mischief.

در چشمانش نشانه‌هایی از شیطنت دیده می‌شد.

there are glimmerings of talent in the young artist.

در هنرمند جوان نشانه‌هایی از استعداد وجود دارد.

the glimmerings of a new idea sparked her creativity.

نشانه‌های یک ایده جدید، خلاقیت او را شعله‌ور کرد.

in her heart, there were glimmerings of love.

در قلبش نشانه‌هایی از عشق وجود داشت.

he could see the glimmerings of a brighter future.

او می‌توانست نشانه‌های آینده‌ای روشن‌تر را ببیند.

the glimmerings of understanding began to form.

نشانه‌های درک شروع به شکل‌گیری کردند.

amidst the chaos, there were glimmerings of clarity.

در میان هرج و مرج، نشانه‌هایی از وضوح وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید